دردم جوان، زخمم کهن؛ سوزم هویدا در سخن
دردم جوان، زخمم کهن؛ سوزم هویدا در سخن
دلدار من پیمــان شکن، بیچاره دل، بیچاره من!
جسمم در آغوش هوس،جانم همه درد است وبس
بیچاره جان بیچاره تن، بیچاره دل بیچاره من!
در حسرت جانان من، پروانه گشته جــــــان من
رویش چو شمع انجمن، بیچـاره دل بیچاره من!
تا او به صحرا پا نهــــاد، هر سرو در پایش فتاد
رونق فتاد از یاســـــمن، بیچاره دل بیچاره من!
داد از دل بی رحم او، گردیده جـــــــانم سهم او
لیک او نگردد ســهم من، بیچاره دل بیچاره من!
گوید رقــــیبم هر زمان، برچشـــم او خیره نمان
بر زلف او چنگــــی مزن، بیچاره دل بیچاره من!
جان از جهانی سیر شد، دل در فراق ش پیر شد
شد قسمتم تنهــــا شدن، بیچاره دل بیچاره من!
بیچاره من،
بیچاره من...
دلدار من پیمــان شکن، بیچاره دل، بیچاره من!
جسمم در آغوش هوس،جانم همه درد است وبس
بیچاره جان بیچاره تن، بیچاره دل بیچاره من!
در حسرت جانان من، پروانه گشته جــــــان من
رویش چو شمع انجمن، بیچـاره دل بیچاره من!
تا او به صحرا پا نهــــاد، هر سرو در پایش فتاد
رونق فتاد از یاســـــمن، بیچاره دل بیچاره من!
داد از دل بی رحم او، گردیده جـــــــانم سهم او
لیک او نگردد ســهم من، بیچاره دل بیچاره من!
گوید رقــــیبم هر زمان، برچشـــم او خیره نمان
بر زلف او چنگــــی مزن، بیچاره دل بیچاره من!
جان از جهانی سیر شد، دل در فراق ش پیر شد
شد قسمتم تنهــــا شدن، بیچاره دل بیچاره من!
بیچاره من،
بیچاره من...
- ۱۴.۲k
- ۲۸ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط