{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه وقتایِــــــــی از درد تنـــــــــــهایِــی

یه وقتایِــــــــی از درد تنـــــــــــهایِــی

بـــــــغض گـلوتو فشـــــــــــار میـــــده

اما بـــــــازم مثــــــــــل همیشـــــه

چشــــــــــاتو آروم میــــــــــبــندی و

میــــــــــــگی " خــــــــــــدایـــــــــا شـــــــکرت "
دیدگاه ها (۱۰)

گــریانـــــــ شده دلـــــم ... همچـــون پسرکـــی لجبـاز .....

دوستان لطفا به پیشنهاد من توجه کنید !!! بیاید با هم به همه ع...

ما ك نديديم ٬ ولي ميگن خيلي حال ميده يكي واقعن دوستت داشته ...

بزرگ شدیم ... و فهمیدیم كه دارو آبمیوه نبود ... بزرگ شدیم ....

آرامش، مثل یک پناهگاه امن در دل طوفان زندگی‌ست. وقتی همه چیز...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

سناریو بلولاک وقتی موهاشونو واسشون شونه میکنیمایساگی: خجالت ...

سفید و سیاه🤍🖤قسمت ۲۷آتسوشی هنوز داره آروم انگشتاشو روی گونه‌...

فیک مافیاها پارت ۳۳شوگا: جوجه چیزی نیست یه خراشه فقطته: دستم...

وقتی بعد یه روز کاری سخت و خسته کننده برمیگردی خونه

چندپارتی دراکو(درخواستی)چندروز بود که بخاطر پی ام اس حالت خو...

داستان

«سناریو بلولاک» موضوع: به عنوان پارتنر! ایساگی: بچه مظلومه ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط