.
.
غزلی از دهه ی هفتاد و مجموعه ی "فرشته ها خودکشی کردند":
.
یک هیچ ادکلن زده با موی فرفری
شاید وکیل پایه یک دادگستری
دارد دفاع می کند از دختری که نیست
اسمش پری... نه! از همه ی جنبه ها پری!
از یک نگاه ساده و معصوم مثل گرگ!
یک مشت موی سر زده از زیر روسری
از دختری که گفته به این هیچ: عاشق است
از دختری که گم شده در مرد دیگری!
لیلای قصه خط زده کل کتاب را
پیدا شده ست شاید، مجنون بهتری!
رو می کند به سمت تماشاچیان، وکیل
فریاد می زند که تو دختر، مقصری؟!
.
دختر فقط عروسک بازی زندگی ست...
تو مرده ای به خاطر این جرم: دختری!
دیگر به اختیار خودت نیست ماندن و...
وقتی که از تمامی خود رنج می بری
حس می کنی گرفته دلت از هر آنچه نیست
می خواهی آسمان را بالا بیاوری...
.
قاضی نگاه می کند آرام و مرگبار
به دادگاه و صندلی ِپیرِ داوری
از خود سوال می کند آیا نمی شود
آیا نمی شود که از این جرم بگذری؟!
.
رو می کند به سمت وکیلِ در آینه
با یک نگاه خسته و یک جور دلخوری
شاهد: خودش، دلیل: خودش، حکم: زندگی
قاضی: خودش، وکیل: خودش، متهم: پری!
سید مهدی موسوی
غزلی از دهه ی هفتاد و مجموعه ی "فرشته ها خودکشی کردند":
.
یک هیچ ادکلن زده با موی فرفری
شاید وکیل پایه یک دادگستری
دارد دفاع می کند از دختری که نیست
اسمش پری... نه! از همه ی جنبه ها پری!
از یک نگاه ساده و معصوم مثل گرگ!
یک مشت موی سر زده از زیر روسری
از دختری که گفته به این هیچ: عاشق است
از دختری که گم شده در مرد دیگری!
لیلای قصه خط زده کل کتاب را
پیدا شده ست شاید، مجنون بهتری!
رو می کند به سمت تماشاچیان، وکیل
فریاد می زند که تو دختر، مقصری؟!
.
دختر فقط عروسک بازی زندگی ست...
تو مرده ای به خاطر این جرم: دختری!
دیگر به اختیار خودت نیست ماندن و...
وقتی که از تمامی خود رنج می بری
حس می کنی گرفته دلت از هر آنچه نیست
می خواهی آسمان را بالا بیاوری...
.
قاضی نگاه می کند آرام و مرگبار
به دادگاه و صندلی ِپیرِ داوری
از خود سوال می کند آیا نمی شود
آیا نمی شود که از این جرم بگذری؟!
.
رو می کند به سمت وکیلِ در آینه
با یک نگاه خسته و یک جور دلخوری
شاهد: خودش، دلیل: خودش، حکم: زندگی
قاضی: خودش، وکیل: خودش، متهم: پری!
سید مهدی موسوی
- ۴.۷k
- ۰۸ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط