{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببخش منو p

ببخش منو (p³)


با دیدن یه چاقو زیر گلوم چشکم زد خواستم سئونگ رو صدا بزنم
! تلاش نکن
یهویی ضربه ی رو سرم حس کردم و چشمام سیاهی رفت و دیگه چیزی رو ندیدم

(فلش بک به چند ساعت پیش)
آروم چشمامو باز کردم که با اتاقی دارک با وسایل بی دی*اس ام دیدم (نمیدونین چیه لطفا سوال نکنین😂)
_کمککککککک (با جیغ)
یهویی در صدا داد و باز شد سرمو به سمت در برگردوندم به خودم اومدم و دیدم هیچ لباسی تنم نیست
_تو کی هستتتییی؟
!عجله نکن
سعی کردم تکون بخورم ولی نتونستم...یهویی سمت سی*نه هام حمله ور شد... (بقیه با خودتون)
|ویو کوک|
+مستر سئونگ خانم کیم رو ندیدین؟
=داره شامشو میخوره ولی الان نزدیک ۳ ساعت شده و صدایی ازش نشنیدم
دستگیره در رو گرفتم که باز کنم ولی نتونستم با یه لگد به در ضربه زدم و درو باز کردم و ا.ت رو ندیدم
+سئونگگگگگگگگگگگ
=بله کوک؟
بدو بدو اومد توی اتاق
+خانم کیم نیست.. (با استرس)
بدو بدو رفتیم سمت اتاق هک
=هی پسر سریع دوربین‌های خیابون رو هک کن و ببین ا.ت الان موقیعت مکانیش کجاست
هکر : چشم قربان
رفتیم سمت سلاح ها و لباسامو پوشیدم..رفتم پیش سئونگ
+تو نیا...
=بادیگارد اصلی خانم کیم منم!
+ازت خواهش میکنم..
بعد چند مین قبول کرد...نگاهمو به گوشیم انداختم و دیدم موقیعت مکانی ا.ت رو پیدا کرده
_دمت گرممم
سوار ماشین شدمو حرکت کردم
(فلش بک به وقتی رسید)
به سمت جایی که نقشه نشون میداد رفتم و صدای داد التماس می‌شنیدم..
_هققق نهههه لطفااا کمککککک
دویدم به سمت صدا
دیدگاه ها (۰)

ببخش منو (p⁴)دویدم به سمت صدا به یه دری رسیدم که صدای ات میو...

ببخش منو (p⁵)[این پارت چیزه یکم]_(فک کنم عاشق شدم)با لبخند و...

ببخش منو (p²)+هیچوقت نمیتونم بارونو تحمل کنم...وقتی پدر و ما...

ببخش منو (p¹)(پایان تلخ_مافیایی)ا.ت:_کوک:+(اگه شخصیت جدید اض...

ا~ت و شوتو پارت ۳۵۱۰ دقیقه بعد اندوار « تویا ما الان درست جل...

Love in the dark①③*چهار ماه بعد*نشسته بودم رو کاناپه و داشتم...

Part 28

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط