{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part12

part12

تو همون حالت میگه
دوروک:آسیه

آسیه:جونم

+میگم میخوای الان برگردیم تا بریم پیش دکتر

-آره، ولی مگه نگفتی امروز جلسه داری؟

+زنگ زدم یه کرم کنسلش کردم ،مگه من از تو مهم تر چیزی هم دارم؟ 🥺

-سنی چوک سویوروم😘

+بنده سنی چوک سویوروم گوزل کارِجیم🙃

-خب دیگه من خیلی گشنمه بیا صبحونه بخوریم

+بیا قربونت


«20دقیقه بعد تو ماشین»

آسیه:دوروک 🥺

دوروک:جونم

-یچی بگم ازت عصبی نمیشی👈🏻👉🏻

+نه قربونت بشم بگو

-دلم گوجه سبز و چیپس میخواد البته دل من نمیخوادااااا بچت میخواد🙄

+الان میرم بخرم قربونت بشم
-😍🥳

+😂😘

(دوروک میره خوراکی میخره و برمیگرده بعد به آسیه میگه)

دوروک:آسیم میگم نظرت چیه همین الان بریم دکتر

آسیه:اوهومم چون منم دلم میخواد ضربان قلب بچمو بشنوم🥺
دیدگاه ها (۰)

part 13از زبان دکتر:ممکنه آسیب جدی ببینه مامان بابای این کوچ...

part 14با ترس و لرز گفتدوروک:آسیه این چیه؟ 😢آسیه:چیه مگه؟ خخ...

part11صبح روز بعداز زبون دوروک:صبح وقتی بیدار شدم آسیه تو بغ...

part10Doruk:این چیه آسیه؟؟ Asiye:رو لباسه چی نوشته؟؟ Doruk:س...

ته یونگ :اره کوک بهم گفت هانا :اگه بچه دار بشم با کوک چیکار ...

سناریو درخواستی از شما بلوبری ها

شاید بگین چرا با اینکه عاف زدم بازم پست گذاشتم؟ راستش حرفامو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط