{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ســکـوتـــــ رو دوسـتـــــ دارم ،

ســکـوتـــــ رو دوسـتـــــ دارم ،

چـــــون در آن گـلـه ای نـیـسـتــــ

گـاهـی سـکـوتـــــ دلــی را مـی شـکـنـد

گـاهـی دلـی را بـدسـتـــــ مـی آورد

گـاهـی از دل تـنـگـی حـکـایـت مـی کـنـد

گـاهـی بـغـض در گـلـو خـفـتـه اسـتــــ

گـاهـی حــــرفــــ در راه مـانــــــده اسـتـــــ

گـاهـی اوقـاتـــــ سـکوتــــــ سـخـن بـی کـلام اسـتـــــ

و گـاهـی سـکـوت گـریـه بـی صـدای دل یـکـ “عـاشـق” اسـت.
دیدگاه ها (۶)

حسین جان (ع)می روم سمت حرم دست به سینه این بار دوقدم مانده ب...

امام خمینی (ره) میفرمود :هر چه دارم از آن توصیه ایست که شیخ ...

حسین جان..هَر دَم کِه زَنَم دَم زِ تُو دَردَم بِه سَر آیددَر...

از گردش این عقربه ها خسته شدماز رفتن وقتم به خطا خسته شدمبیه...

گاهی خداحافظی، نه از بی‌ عشقیست و نه از خستگی...از ترسیست که...

گاهی «برو» گفتن، آخرین تلاشِ یک دلِ ترسیده برای دیده‌شدن است...

۰۰۰۰۳ | زبان دل گفتوگوی مهربانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط