#Gn
#Gn
بهم گفت : چرا شبها نمیخوابی ؟!
چیزی نگفتم ...
دوباره پرسید : چرا از خوابیدن میترسی ؟ چرا فرار میکنی ؟
ایندفعه تو چشماش نگاه کردم و بهش گفتم : تو خواب چیزایی رو میبینم که تو واقعیت زندگیم نیستن و این منو اذیت میکنه ...
نمیدونم چرا بعد اون شب دیگه حتی خودشم نمیخوابید ...
بهم گفت : چرا شبها نمیخوابی ؟!
چیزی نگفتم ...
دوباره پرسید : چرا از خوابیدن میترسی ؟ چرا فرار میکنی ؟
ایندفعه تو چشماش نگاه کردم و بهش گفتم : تو خواب چیزایی رو میبینم که تو واقعیت زندگیم نیستن و این منو اذیت میکنه ...
نمیدونم چرا بعد اون شب دیگه حتی خودشم نمیخوابید ...
- ۷.۶k
- ۱۶ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط