{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش برگردی !

کاش برگردی !

این بار می خواهم

سرم را به روی آن یکی شانه ات بگذارم

شنیده ام از این ستون به آن ستون فرج است ...!



عطسه هایم عرصهٔ پاییز را پر کرده است
حرف رفتن می زنی هی صبر می آید فقط..
#فرامرز_عرب_عامری



#دلنوشته_های_کوچه_پشتی
https://telegram.me/joinchat/BYIBETypQYYlvvnrZeAdZA
دیدگاه ها (۳)

می توانی از دوست داشتنم برگردی ؟دوست داشتن که خیابان نیست ، ...

ﯾﮏ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﻫﯿﭻ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﯼ ﻧﺸﺪ،ﺣﺎﻻ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩ...

زن بوده ای تا به حال ؟آرزوهایت برود ،های های ظرف بشوریهای ها...

نمی خواهم نگرانت کنم امّاهنوز زنده ام و این روزها هربار حواس...

نومیدی

سفیر کبیر Grand Ambassador

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط