پارت
پارت ۵۰
ا.ت:مشغول درست کردن نودل و سوسیس میشه نودل تند دست جیمین میده و هردو میخورن ا.ت میره ظرف هارو بشوره و بقیه وسایل رو بزاره توی یخچالش که صدای در میاد
ا.ت:در رو باز میکنه
هیونجین:چطوری هانی؟
ا.ت:های بیب تنکس
حیمین تو دلش:هاااااااااااااااا؟؟،!!!بیب؟هانی؟؟؟
عیونجین:خب شوخی رو بزاریم کنار هی چطوری جیمینشی؟
جیمین: ممنون..اممم..شما؟
هیونجین:میخنده
هیونجین:هیونجین هستم دوست صمیم ا.ت
جیمین:آها بعد اسم منو از کجا میدونی؟
هیونجین:ا.ت خیلی درباره ات....
ا.ت:دهن هیونجین رو میگیره و هیون حین رو میزنه زمین
هیونجین:میخنده
هیونجین:باشه باشه بابا بی اعصاب
ا.ت:خفه شو
جیمین:آهااا باشه(با خنده)
هیونجین و جیمین مشغول پی اس زدن میشن و ا.ت داشت کارای آشپزخونه رو انجام میداد که..
صدای جیغ ا.ت بلند میشه
هیونجین و جیمین میدون سمت آشپزخونه و ا.ت رو روی زمین میبینن که گلوش بریده شده و به شکمش چاقو خورده و خون ریزی میکنه جیمین ا.ت رو براید استایل بغل میکنه و هیونجین در ماشین رو باز میکنه جیمین ا.ت رو میزاره توی ماشین
جیمین:پس تو چی؟؟
هیونجین:من خونه میمونم
جیمین:باشه و میره بیمارستان
ا.ت رو حدود یک ساعت عمل میکنن و بع ایسیو منتقل میکنن
جیمین از پشت شیشه به ا.ت نگاه میکنه که روی تخته و بهش سروم و دستگاه های مختلف وصله
جیمین:تو باید برگردی(زمزمه میکنه)
انگشت ا.ت تکون میخوره و چشمش رو باز میکنه(بعدش یک ساعت)..
ادامه دارد..
ا.ت:مشغول درست کردن نودل و سوسیس میشه نودل تند دست جیمین میده و هردو میخورن ا.ت میره ظرف هارو بشوره و بقیه وسایل رو بزاره توی یخچالش که صدای در میاد
ا.ت:در رو باز میکنه
هیونجین:چطوری هانی؟
ا.ت:های بیب تنکس
حیمین تو دلش:هاااااااااااااااا؟؟،!!!بیب؟هانی؟؟؟
عیونجین:خب شوخی رو بزاریم کنار هی چطوری جیمینشی؟
جیمین: ممنون..اممم..شما؟
هیونجین:میخنده
هیونجین:هیونجین هستم دوست صمیم ا.ت
جیمین:آها بعد اسم منو از کجا میدونی؟
هیونجین:ا.ت خیلی درباره ات....
ا.ت:دهن هیونجین رو میگیره و هیون حین رو میزنه زمین
هیونجین:میخنده
هیونجین:باشه باشه بابا بی اعصاب
ا.ت:خفه شو
جیمین:آهااا باشه(با خنده)
هیونجین و جیمین مشغول پی اس زدن میشن و ا.ت داشت کارای آشپزخونه رو انجام میداد که..
صدای جیغ ا.ت بلند میشه
هیونجین و جیمین میدون سمت آشپزخونه و ا.ت رو روی زمین میبینن که گلوش بریده شده و به شکمش چاقو خورده و خون ریزی میکنه جیمین ا.ت رو براید استایل بغل میکنه و هیونجین در ماشین رو باز میکنه جیمین ا.ت رو میزاره توی ماشین
جیمین:پس تو چی؟؟
هیونجین:من خونه میمونم
جیمین:باشه و میره بیمارستان
ا.ت رو حدود یک ساعت عمل میکنن و بع ایسیو منتقل میکنن
جیمین از پشت شیشه به ا.ت نگاه میکنه که روی تخته و بهش سروم و دستگاه های مختلف وصله
جیمین:تو باید برگردی(زمزمه میکنه)
انگشت ا.ت تکون میخوره و چشمش رو باز میکنه(بعدش یک ساعت)..
ادامه دارد..
- ۵.۵k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط