{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات

ویو ات
وای خدا کوک نمیخاد بیدار شه حصلم سر رف
رفتم پیشش تو حیاط ولی نبود
رفتم اتاقش که تو اتاق خواب بود خیلی
راحت بیخیال خوابیده بود
بسه دیگه باید بیدار شه
رفتم رو تخت نشیتم هعی صداش کردم
ات: کوک .. کوکیی . جونگگ کوک .. کوکککک
کوک ::: ایی چی میگی
ات: بسه دیگه چقدر میخوابی
کوک: چطور همیشه تو هر وقت بخوای میخوابی منم میخوام بخوابم
ات: ن.ن تروخدا بسه کلافهه شدم
کوک: بزار بخوابمم
ات: ن ن ن ن ن ن
کوک: چرا خوووو مشکلت چیه
ات: حصلم سر رفت
کوک: بیا بقلم سر گرم شو
ات: بشهههعهه
پریدم بقلششش
کوک: اییی فسقلیی هنوز دوسم داری ن
ات: خب نمیدونم ولیی ارععع
کوک: اییی دیدی نمیتونی کسی مثل منو پس بزنییی
ات: حالا هر چیی
کوک: خب دیگه پاشو بریم پایین
ات: بش
کوکک: بچه ها کوشن
ات: تهیونگ رف پیش جیمین جوییم اتاقشه
کوک: اها
دیدگاه ها (۰)

ویو ات کوک: خب برنامه چیه ات: بریم بیرون دور بزنیم کوک: باشه...

ویو کوک ولی من بدم میادددات: سوبیین شمارتو بده بات در تماس ب...

ویو جیمینجویی و گزاشتم خونه تا برسم ب خونه خودم تو فکر جویی ...

ویو حوییجیمین : اصلا نمیخواد بد ۵ نین جیمین: باشه باشه التما...

ددی فاکر

#چرا -منPART 11آجوما ارباب خانم... خانم .. تو عمارت نیستنکوک...

شب تولدم پارت 35فصل دوم پارت 6در رو بستم و رفتم پایین جونگ ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط