{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر لحظه حرفی در ما زاده می‏شود

هر لحظه حرفی در ما زاده می‏شود

هر لحظه دردی سر بر می‏دارد

و هر لحظه نیازی از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش می‏کند

این ها بر سینه می‏ریزند و راه فراری نمی‏یابند

مگر این قفس کوچک استخوانی گنجایش‏اش چه اندازه است؟
دیدگاه ها (۱)

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

منشورِ حَدِ بهرام محمدیدر انهدامِ بتِ پنهان و تأسیسِ نظمِ نو...

مرحوم استاد صفایی حائری : آن‏جا كه حساب ما صفر شد و فهميديم ...

دوستی‌ها را چون گنجی پنهان پاس بدار و بگذار دوستانت همیشه اح...

بهرام محمدی؛ دکترینِ عشقِ مطلق (معمارِ هندسه‌یِ قدرت)• ─────...

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

سایه های ممنوعه پارت 2جونگ‌کوک، که از همان لحظه اول به مایا ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑤_بخش دوم _چشمهایم را می‌بندم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط