{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر زمان می بینمت قلبم پریشان می شود

هر زمان می بینمت قلبم پریشان می شود
چشم هایم در هوایت باز گریان می شود

حس عشقم ناگهان گل می کند اما چه حیف
مثل داغی در میان سینه پنهان می شود

گفته بودم دوستت دارم نکردی اعتنا
فکر می کردی که احساسم گریزان می شود

عشق تو تنها نماد دلخوشی هایم شده
دلخوشی هایی که رویاروی پایان می شود

فکر می کردم که آسان است دل کندن ز تو
دل گناهش چیست چون اینگونه تاوان می شود؟

مطمئن هستم گلم من دوستت دارم هنوز
دوستت دارم که قلبم بی تو ویران می شود

قول دل کندن گرفتی، باشد، اما حس تو
تا ابد در گوشه ای از قلب کتمان می شود
دیدگاه ها (۴)

بانوی من سروده های عاشقانه ییک شاعر عشق سُراسروده هایی نیستک...

بانوی من رو می زنم به آسمان، کمی بارانش رابرای ضیافت امشب به...

پاییز از حوالی حوصله ات که بگذردمن زرد می شومو تا کفش های رف...

بعد عمری در کجا باید که پیدایت کنم از کدامین پنجره باید تمنا...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

فکر کردی همیشه هستم. فکر کردی هر وقت برگردی، همان منم با هما...

عاح....نمی‌دانم....خیلی‌ چیز ها هست که نمی دانم...انتظار هم ...

یاد گمشده یی

پروانه جان

چندپارتی جیهوپ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط