{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ : )

‌ : )
باید سرم را روی آغوشت نگه داری
امشب به روی چشم هایم پا نمی ذاری
امشب برایم تا سپیده شعر جاری کن
خنجر بزن قلب مرا بالای یک داری
در خاطرات خشک من بیلی کلنگی نیست
در این بنای خیس تر دایم تو معماری
دل خوش به آغوشت شدم گرچه خجالت داشت
حسرت کشیدم دم به دم در تخت بیماری
حالا برایم یک غزل از عشق جاری کن
باید سرم را روی آغوشت نگه داری
دیدگاه ها (۱)

پارت ۹

پارت : 20 (بخش1) **زاویه دید: زین**«نه. اصلاً حرفش رو هم نزن...

part : 43chapter : 2× با اون پسره ی عوضی میرقصی آره ؟ من امش...

وقتی بعد از یه دعوای شدید با دوست پسرت مجبور بودید شب پیش هم...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

part : 20فقط 20 روز دیگه مونده استیو .. ، کمتر از یک ماه دیگ...

چند پارتی بازی ممنوع

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و... p29 ویو ا.تنور آفتاب ا...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²¹ویو میکا_____دیگه حتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط