{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ ‍ ‍ آاااه دلتنگم و در عشق، شکیبایی نیست..

‍ ‍ ‍ آاااه دلتنگم و در عشق، شکیبایی نیست..
خواب شبهای بدون تو که رویایی نیست..
ای که از پرتوی روی تو شبم روشن شد،
دلخوش وعده ی فردایم و فردایی نیست..
خوانده بودم ز دو چشمت که سفر در راه است
در نگاهِ دم آخر، که معمایی نیست..
می سپاری به چه کس،سردی دستان مرا؟
ای مسیحای من اینجا ید بیضایی نیست..
رفتی و همره تو رفت ز جسمم، جانی..
جام، باقی ست،می ای نیست،بفرمایی نیست..
می شود لحظه ی آخر،به نگاهی ما را...
نه برو در دلم ای دوست،تمنایی نیست..
دیدگاه ها (۶)

پله ها در پیش رویم، یک به یک دیوارشدزیر هر سقفی که رفتم ، ب...

جوانـی نکردم در این عمر خویـشبه حسـرت گذشت این جوانی...

‍ بی تو هوای یادها سرد و نفس گیر استدستان تنهایی من در بند و...

باید کنارم بعد از این سامان بگیریبا قطعه ای از شعر من درمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط