سرنوشت
سرنوشت
پارت ۴ :
دسته صندلی هواپیما را محکم گرفته بودی و چشمات را بسته بودی که جینهو دستت را گرفت
× هی نگران نباش اتفاقی نمیوفته
به نشانه تایید سرت را تکون دادی که مهمان دار گفت
علامت مهمان دار @
@ چی میل دارید برای صبحانه بخورید
× یه پنکیک شکلات با هات چاکلت اضافه بی زحمت
+ منم یک ایس پک با یدونه پنکیک موز میخوام
مهمان دار سفارشتون را گرفت و رفت و شما تصمیم گرفتید بخوابید ساعت ۸ صبحانه شما را اوردند و شما صبحانه خوردید و ۲ ساعت دیگه تا فرود هواپیما مونده بود و تو و جینهو تصمیم گرفتید که بخوابید چون شب قبل فقط ۳ ساعت خوابیده بودید و خسته بودید ساعت ۱۰ صبح بود و هواپیما فرود اومد و شما به سمت خونتون رفتید ( عکس خونتون را توی پست بعدی براتون میزارم ) و وسایلتون را چیدید و تصمیم گرفتید که اول یک هفته تا دو هفته با کره اشنا بشید و بعدش برید و توی جی وای پی اودیشن بدید . برای همین بعد از اینکه وسایلتون را چیدید اول دوست داشتید به سوی باغ وحش برید .
یک دامن و یک نیم تنه پوشیدی و موهات را باز گذاشتی جینهو هم یک استایل دامنی زد و به سوی یاغ وحش راه افتادید همه به شما نگاه میکردند شما هم تعجب کرده بودید انقدر که خوشگل بودید که همه بهتون نگاه میکردند بلیط گرفتید و رفتید و کلی حیوان دیدید که اصلا تا الان ندیده بودید و بعد از کلی خوش گذرونی تصمیم گرفتید برید یک آمریکانو بخورید جینهو رفت تا آمریکانو بگیره گمش کردی داشتی دنبالش میگشتی که یهو خوردی به یه پسر که کلاه و ماسک و کلا همه چیزش مشکی بود تو فقط چشماش را دیدی اونقدر که چشماش خوشگل بود خشکت زده بود بعدش با صدای جینهو به خودت اومدی
× ات بیا دیگه
به پسره تعظیم کردی و معذرت خواهی کردی و رفتی و بعد امریکانو تو خودری و تا شب بیرون بودید انقدر بیرون رفته بودید خسته شدید و رفتید خونه و خوابیدید و فردا بلند شدید و تصمیم گرفتید برید لباس فروشی و چند دست لباس کره ای بخرید یک هفته همینطوری گذشت و شما کلی خرت و پرت خریده بودید روز پنجشنبه بود و چون با کره و مردم انجا تقریبا در ارتباط بودید تصمیم گرفتید برید و اودیشن بدید و به سوی کمپانی جی وای پی راه افتادید
پایان منتظر پارت بعدی باشید و من منتظر نظرات شما عزیزان هستم 🥰
پارت ۴ :
دسته صندلی هواپیما را محکم گرفته بودی و چشمات را بسته بودی که جینهو دستت را گرفت
× هی نگران نباش اتفاقی نمیوفته
به نشانه تایید سرت را تکون دادی که مهمان دار گفت
علامت مهمان دار @
@ چی میل دارید برای صبحانه بخورید
× یه پنکیک شکلات با هات چاکلت اضافه بی زحمت
+ منم یک ایس پک با یدونه پنکیک موز میخوام
مهمان دار سفارشتون را گرفت و رفت و شما تصمیم گرفتید بخوابید ساعت ۸ صبحانه شما را اوردند و شما صبحانه خوردید و ۲ ساعت دیگه تا فرود هواپیما مونده بود و تو و جینهو تصمیم گرفتید که بخوابید چون شب قبل فقط ۳ ساعت خوابیده بودید و خسته بودید ساعت ۱۰ صبح بود و هواپیما فرود اومد و شما به سمت خونتون رفتید ( عکس خونتون را توی پست بعدی براتون میزارم ) و وسایلتون را چیدید و تصمیم گرفتید که اول یک هفته تا دو هفته با کره اشنا بشید و بعدش برید و توی جی وای پی اودیشن بدید . برای همین بعد از اینکه وسایلتون را چیدید اول دوست داشتید به سوی باغ وحش برید .
یک دامن و یک نیم تنه پوشیدی و موهات را باز گذاشتی جینهو هم یک استایل دامنی زد و به سوی یاغ وحش راه افتادید همه به شما نگاه میکردند شما هم تعجب کرده بودید انقدر که خوشگل بودید که همه بهتون نگاه میکردند بلیط گرفتید و رفتید و کلی حیوان دیدید که اصلا تا الان ندیده بودید و بعد از کلی خوش گذرونی تصمیم گرفتید برید یک آمریکانو بخورید جینهو رفت تا آمریکانو بگیره گمش کردی داشتی دنبالش میگشتی که یهو خوردی به یه پسر که کلاه و ماسک و کلا همه چیزش مشکی بود تو فقط چشماش را دیدی اونقدر که چشماش خوشگل بود خشکت زده بود بعدش با صدای جینهو به خودت اومدی
× ات بیا دیگه
به پسره تعظیم کردی و معذرت خواهی کردی و رفتی و بعد امریکانو تو خودری و تا شب بیرون بودید انقدر بیرون رفته بودید خسته شدید و رفتید خونه و خوابیدید و فردا بلند شدید و تصمیم گرفتید برید لباس فروشی و چند دست لباس کره ای بخرید یک هفته همینطوری گذشت و شما کلی خرت و پرت خریده بودید روز پنجشنبه بود و چون با کره و مردم انجا تقریبا در ارتباط بودید تصمیم گرفتید برید و اودیشن بدید و به سوی کمپانی جی وای پی راه افتادید
پایان منتظر پارت بعدی باشید و من منتظر نظرات شما عزیزان هستم 🥰
- ۸۷
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط