سرنوشت
سرنوشت
پارت ۱۱ :
× عه پس تو هم از عمد تکون نخوردی ها ای شیطون ( با پوزخند )
جفتتون خندیدید و رفتید توی هتل جدیدتون وارد سالن شدید اونجا مثل قصر بود خیلی قشنگ بود داشتید لذت میبردید که وایجی گفت
¢ بچه ها اینجا دیگه هر کس با هم گروهی هاش توی یک اتاق اند برید و خودتون یک اتاق انتخاب کنید
از پله ها اروم بالا رفتید و به طبقه اول رسیدید بچه های گروهتون را به چند دسته تقسیم دیدید تا همه برند یک اتاق را چک بکنند ببینند کدوم بهتره تو و جینهو هم با هم رفتید داشتید اتاق اتاق درها را باز میکردید هیچ کدوم خوب نبود رفتید طبقه دوم داشتید تو و جینهو میگشتید که یهو در را که باز کردید استری میدز را دیدید که لینو داشت اون وسط لباسش را در می اورد سیسپک هاش پیدا بود چشماتون را بستید سریع و معذرت خواهی کردید و در را بستید
× وایییی خداااا
+ هیس هیچی نگو میشنوه ( در حال دویدن به طبقه سوم) بالاخره یه اتاق بزرگ و چند تخت پیدا کردید و همون جا وسایلتون را چیدید و تصمیم گرفتید برید قایق سواری پیاده رفتید به سوی اسکله تو و جینهو و بقیه اعضای گروهتون جلو تر راه میرفید و حرف میزدید و می خندیدیند استری کیدز هم پشتتون میومدند توی راه یک سوپری دیدید که تو گفتی
+ هی صبر کنید بیایند بریم بستنی بخوریم
× بریم
+ امم.. بنگچان شما نمیایند ؟؟
© بچه ها بریم
بریم
© ما هم میایم
+ پس بریم بستنی بخوریم هورااااااا
رفتید بستنی خریدید و به راهتون ادامه دادید به اسکله رسیدید و قرار بود سوار قایق های پدالی بشید چون فقط شما و استری کیدز بودید به گروه های چهار نفره تقسیم شدید و تو و جینهو و هیونجین و لینو با هم بودید
+ من میخوام همش پدال بزنم
× منم همینطور
لینو و هیونجین پوزخند زدند سوار قایق شدیم داشتی مزوفتادی که هیونجین دستت را گرفت
- مواظب باش
صاف وایسادی و زدی به بازوش
+ مرسی
بعد تو و جینهو کنار هم بودید هیونجین رو به روی تو و لینو هم رو به روی جینهو هیونجین چشم ازت بر نمیداشت اول یکم پدال زدی بعدش عرق کردی و خسته شدی
+ هه .. هه ..ههه دیگه .. نمی.. تونم
هیونجین از دیدن لحن حرف زدنت و عرق کردند تحریک شد
- یا ولش کن خودم پدال میزنم
+ نه باید خودم بزنم
خیلی سر سخت بودی ولی دیگه خسته شده بودی نمیتونستی ادامه بدی
تا پارت بعد خدافظظظظ
پارت ۱۱ :
× عه پس تو هم از عمد تکون نخوردی ها ای شیطون ( با پوزخند )
جفتتون خندیدید و رفتید توی هتل جدیدتون وارد سالن شدید اونجا مثل قصر بود خیلی قشنگ بود داشتید لذت میبردید که وایجی گفت
¢ بچه ها اینجا دیگه هر کس با هم گروهی هاش توی یک اتاق اند برید و خودتون یک اتاق انتخاب کنید
از پله ها اروم بالا رفتید و به طبقه اول رسیدید بچه های گروهتون را به چند دسته تقسیم دیدید تا همه برند یک اتاق را چک بکنند ببینند کدوم بهتره تو و جینهو هم با هم رفتید داشتید اتاق اتاق درها را باز میکردید هیچ کدوم خوب نبود رفتید طبقه دوم داشتید تو و جینهو میگشتید که یهو در را که باز کردید استری میدز را دیدید که لینو داشت اون وسط لباسش را در می اورد سیسپک هاش پیدا بود چشماتون را بستید سریع و معذرت خواهی کردید و در را بستید
× وایییی خداااا
+ هیس هیچی نگو میشنوه ( در حال دویدن به طبقه سوم) بالاخره یه اتاق بزرگ و چند تخت پیدا کردید و همون جا وسایلتون را چیدید و تصمیم گرفتید برید قایق سواری پیاده رفتید به سوی اسکله تو و جینهو و بقیه اعضای گروهتون جلو تر راه میرفید و حرف میزدید و می خندیدیند استری کیدز هم پشتتون میومدند توی راه یک سوپری دیدید که تو گفتی
+ هی صبر کنید بیایند بریم بستنی بخوریم
× بریم
+ امم.. بنگچان شما نمیایند ؟؟
© بچه ها بریم
بریم
© ما هم میایم
+ پس بریم بستنی بخوریم هورااااااا
رفتید بستنی خریدید و به راهتون ادامه دادید به اسکله رسیدید و قرار بود سوار قایق های پدالی بشید چون فقط شما و استری کیدز بودید به گروه های چهار نفره تقسیم شدید و تو و جینهو و هیونجین و لینو با هم بودید
+ من میخوام همش پدال بزنم
× منم همینطور
لینو و هیونجین پوزخند زدند سوار قایق شدیم داشتی مزوفتادی که هیونجین دستت را گرفت
- مواظب باش
صاف وایسادی و زدی به بازوش
+ مرسی
بعد تو و جینهو کنار هم بودید هیونجین رو به روی تو و لینو هم رو به روی جینهو هیونجین چشم ازت بر نمیداشت اول یکم پدال زدی بعدش عرق کردی و خسته شدی
+ هه .. هه ..ههه دیگه .. نمی.. تونم
هیونجین از دیدن لحن حرف زدنت و عرق کردند تحریک شد
- یا ولش کن خودم پدال میزنم
+ نه باید خودم بزنم
خیلی سر سخت بودی ولی دیگه خسته شده بودی نمیتونستی ادامه بدی
تا پارت بعد خدافظظظظ
- ۲۴۴
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط