{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پی چیزی هستم

پی چیزی هستم
کوله ای آرامش
که به دوش اندازم
به تماشای جهانی بروم
که از اینجا دور است
هستی ام برگ بهار
یــــا که آرامشی از جنس بلور
نه هراسی مانده
و نه ترسی از غم
و چه زیباست قدم های نسیم
روی پیشانی خاک آلودم
من خدا را دارم
در همین نزدیکی...
.
.
.
دیدگاه ها (۲)

سایه ای در راهروهای نقره ای

نام=)سایه مافیا### پارت دوازدهم: مرهمِ برآمده از تیغسکوتی سن...

عاشقانه

تن من زندان استو منم زندانیمانده ام در دل ِ این کالبد نفسانی...

بشر دوباره به جنگل پناه خواهد بردبه کوه خواهد زدبه غار خواهد...

باز در بین حسرت و شادیدلِ آشفته در به در شده استخبر خوبِ تاز...

شعری از استاد علی اکبر راعفی پور(آرما) عااااااااالی تن من زن...

#رِفیقَمـ👭 #آجیمـ آیا تو کجا و ما کجائیم😪 تو زان که‌ای و ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط