{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت همه درهایی که کوبیدم تو بودی

پشت همه درهایی که کوبیدم تو بودی
با صدای کوبیدنی که در سرت می پیچید
و پنبه ای که برای فراموشی در گوش هایت چپانده بودی
و پلک هایت ،
که برای فراموشی بسته بودی
و حافظه ات که برای فراموشی....
به من بگو ،
این همه فراموشی
باعث می شود ،
که من فکر کنم «در»ممکن است همان «دیوار» باشد ؟!




.
دیدگاه ها (۲)

توآرام تَریـن آرامِـش بَخـشِ مَنـی..!

اگر واقعا عاشق کسی باشی وفادار بودن آسونه

بنظرم آدم، بی‌دلیل به کسی فکر نمی‌کنه؛بی‌دلیل کسی رو دوست ند...

تو ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﯼِ ﻫﻤﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻪ‌ﺍﻡ، ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ‌ﺩﺍﺭﻡ...ﺗﻮ ﺭﺍ ...

عشق در دنده آخرپارت : ۳۴ گردوغبار هنوز روی جاده نشسته بود. ص...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁴²روی تخت دراز کشیده...

عشق در دنده آخرپارت : ۳۸ شب، مه غلیظی جاده کوهستانی خارج از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط