{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۸۲۸
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد...
_/نمیخوام...
به صدا زدنش توجهی نکردم ‌...برگشتم از اونجا خارج شدم...مردک...تو راه سینا و سپهرو دیدم...
_شاهین کجاست...
سینا_/اتفاقا مام داشتیم میرفتیم پیشش زن داداش...بیا بریم...
سری تکون دادم باهاشون رفتم...داخل یه اتاقی...انیسه هم اونجا بود...شاهین هم با بالاتنه ای لخت...
_یه وقت بد نگذره‌...!
شاهین_/الان غیرتی شدی ؟!
_به چیت غیرتی شم...از عمو جانی کم نداری تو‌‌‌‌...اینم روش...
_/میدونی دلبرم...اینکه هر لحظه بهترینا برام رقم میخوره خوشحالم... توله یارو ام که تو دستامه...
_به بچه ای مبینا حق نداری اسیب بزنی...
سپهر:مگه مبینا حامله س؟!!!
شاهین_/اره
سپهر یه لحظه تو شوک رفت...
_شوخی که نمیکنین...
_/با تو شوخی دارم سپهر!
سپهر به دختره اشاره کرد که بره... اونم با بی میلی رفت...نشستن رو مبل‌‌‌...شاهین اومد سمتم...روبه روم وایستاد دستاشو انداخت دور کمرم...
_اذیتت نکردن که...؟!دردت چی خوب شد؟! پد گذاشتی!
_/به توچه ...
دستاشو از دورم باز کردم...
دیدگاه ها (۳)

پارت ۸۲۹رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۳۰رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۲۷رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۲۶رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط