{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۸۳۰
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد...
_خوبه ...
_/واقعا نمیدونم چی بگم...یکی از یکی بدترین...یکی شون به زور تتو میزنه و بعدش تجاور میکنه اون یکیم وقتی بیهوشه طرف تجاوز میکنه...
شاهین_/من تجاوز نکردم با زنم رابطه داشتم! توام داری بزرگ تر از دهنت حرف میزنی کم کم ملیکا...
_زنت؟! چند بار بگم من زن تو نیستم من زن امیرم...عاشقشم ....
یه طرف صورتم سوخت...
_/یه بار دیگه فقط اسمی از اون مرتیکه بیار ...ریزریزت میکنم....
_چیه ازش میترسی؟! میترسی دیگه وگرنه مثل موش فرار نمیکردی تو این قبرستون ....
قیافه ای شاهین بدجور توهم و ترسناک بود...از حرفام پشیمون شدم...صدای شلیک گلوله اومد...شاهین سریع دستمو گرفت...
_ولم کن...
_/خفه شو ...
در باز شد ارمیتا ترسیده و بچه بغل اومد داخل...لونام گریه میکرد...
_/ملی ملی یه سری ادم مسلح حمله کردن منم از ترس لونا و خودم اومدم اینجا...
شاهین لونارو به زور از دست ارمیتا گرفت ...کلتشو گذاشت رو سرش...
_/چیکار میکنی شاهین‌...
_کافیه یه غلط اضافی کنین تا مغزشو بریزم زمین...
دیدگاه ها (۳)

پارت ۸۳۱رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۳۲رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۲۹رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

پارت ۸۲۸رمانMAMبه قلم م.اکپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسن...

سه پارتی از سانزو‌ #پارت2:نمیدونم، اگه میخوای بخوابی بخواب،ب...

part40ویلیام از اتاق رفت بیرون منم دراز کشیدم و به فکر ته شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط