پارت
پارت ۸۲۹
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد...
با اخم ازم جدا شد...
_/لیاقت محبت نداری...
سپهر بد جور تو فکر بود...
سپهر_شاهین مطمعنی بچه واسه ارمینه س؟!
_/این موضوع چقدر واست مهم شده واسه هرکیه...
_اخه من یه گندی زدم...
_/چه غلطی کردی باز...
_با مبینا رابطه داشتم...ممکنه بچه ای من باشه!
ملیکا:تو چیکار کردی!!!!!
شاهین اخماش بدجور رفت توهم...سینام با تعجب نگاهش میکرد...
_روز اولی که گفتی بیارمش... همون شب...بیهوش بود توام درگیر دلبرت و ارمیتا بودی...منم از فرصت استفاده کردم...!
شاهین:فقط بچه برا تو باشه سپهر چالت میکنم...
_/چرا چی میشه مگه منم بچه داشته باشم...شاید باهام راه اومد ازدواج کردیم...
ملیکا_/تو به مبینا تجاوز کردی احمق...وای به حالت بچه ش برا تو باشه قبل شاهین خودم میکشمت...خودش میگفت خیلی وقته با ارمین رابطه نداشتن ...
شاهین:ببینم سینا...تو که رابطه نداشتی با ارمیتا...
_/نه نداشتم ...
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی و نشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد...
با اخم ازم جدا شد...
_/لیاقت محبت نداری...
سپهر بد جور تو فکر بود...
سپهر_شاهین مطمعنی بچه واسه ارمینه س؟!
_/این موضوع چقدر واست مهم شده واسه هرکیه...
_اخه من یه گندی زدم...
_/چه غلطی کردی باز...
_با مبینا رابطه داشتم...ممکنه بچه ای من باشه!
ملیکا:تو چیکار کردی!!!!!
شاهین اخماش بدجور رفت توهم...سینام با تعجب نگاهش میکرد...
_روز اولی که گفتی بیارمش... همون شب...بیهوش بود توام درگیر دلبرت و ارمیتا بودی...منم از فرصت استفاده کردم...!
شاهین:فقط بچه برا تو باشه سپهر چالت میکنم...
_/چرا چی میشه مگه منم بچه داشته باشم...شاید باهام راه اومد ازدواج کردیم...
ملیکا_/تو به مبینا تجاوز کردی احمق...وای به حالت بچه ش برا تو باشه قبل شاهین خودم میکشمت...خودش میگفت خیلی وقته با ارمین رابطه نداشتن ...
شاهین:ببینم سینا...تو که رابطه نداشتی با ارمیتا...
_/نه نداشتم ...
- ۳.۷k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط