{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

┅┄┅┄ارزش خوندڹ داره┄┅┅┄

┅┄┅┄ارزش خوندڹ داره┄┅┅┄

بیا دختر
می خواهم رازی را بگویم . .
پسرها عروسک ندارند،
درد دل کردن و حرف زدن را یاد نمی گیرند،
نگاه کن
فقط بلدند أسباب بازیهایشان را پرت کنند،
پسرها اشک هم ندارند،
می ترسند مردیشان زیر سوال برود،
می شنوی؟؟
ته صدای فریاد شان گریه ای بی صدااست.
با یک اغوش ساده می شود قلب هر مردی را به دست اورد،
نگأهشان کن،
وقتی گرسنه اند
مریضند،
خسته اند
دلت نمی سوزد برایشان،
ببین پدرت وقتی مادرت نیست چقدر پیر است !!
می دانم از پسرها ناراحتی جر زنی می کنند!
بی معرفتند!
حرف بد می زنند!
بازی بلد نیستند، !!
آنها تقصیری ندارند ،
کسی نازشان نمی کند
گل سر صورتی به موهایشان نمی زند،
سیلی می خورند که یادشان بماند باید قوی باشند .
دخترک . . .
پسر ها نمیشکنندمگر به دست دخترکی همچون تو

┅┄┅┄┅┄┅┄┅┄┅┄┅┄┅
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

The Boy Who Stole Me From DeathPart 2سه روز گذشته بود.سه روز...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²¹ویو: ویکتوربعد از قطع تماس، چند ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش اول_بدترین دردی که می‌توان...

فیک : بین راندها

پارت چهارم | کتابخانهساعت، دقیقاً چهار بعدازظهر را نشان می‌د...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

از دشمنان تا عاشقان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط