{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هفت مافیای سرد

هفت مافیای سرد
پارت ۵

ویو ادمین :
جیمین آرنیکا رو روی تخت گذاشت و آرنیکا سرو و صدا میکرد که جیمین اعصابش خورد شد و اسلحه اش را از جیبش در آورد و روی سر آرنیکا گذاشت و گفت :
یه بار دیگه سرو صدا کن اونوقت یه تیر حرومت میکنم
آرنیکا : هه خدایی فکر کردی اگر اسلحه رو من بکشی من میترسم و التماس میکنم نه خیر من صد تا از اینا دیدم میخوای بزن که بهتر
جیمین : خیلی دختر لجباز و سلیطه ای هستی
آرنیکا : از تعریفت ممنونم
جیمین : تو اینو تعریف می‌دونی
آرنیکا : آره مشکل داری
جیمین : هوفففف خدا بگو چه گناهی به درگاهت کردم که اینو انداختی پیش ما ؟
آرنیکا : گناه ؟ اولا که من با پای خودم نبودم شما منو دزدیدید دوما بکو چه گناهی نکردی قمار کردن کشتن انسان های بیگناه ترساندن مردم و هزاران کار دیگر
جیمین : اولا تقصیر خودت بود تو مارو دیدی ما هم برای اینکه نری لومون بدی تو رو دزدیدیم بعدشم اینایی که تو گفتی همه انجام میدهند
آرنیکا : همه انجام میدهند ولی شما وحشتناک تر آن رو انجام....ایییییییی
یهو درد بسیار وحشتناکی در بدن آرنیکا پخش شد و آرنیکا تو خودش می‌پیچید جیمین سریع رفت و یه سرم مسکن قوی با جعبه کمک های اولیه آرود و سرم مسکن رو به آرنیکا زد آرنیکا بعد از چند دقیقه دردش قطع شد و بی حال روی تخت افتاد که جیمین گفت :
بیا ببین آنقدر بحث کردی که نصف خونت رو از دست دادی
آرنیکا آنقدری بی‌حال بود که هیچی نمیتونست بگه و جیمین لباس های آرنیکا رو بیرون آورد ( فکر بد نکنید برای پانسمان لباس هایش رو در آورد ) و زخم های آرنیکا رو پانسمان کرد و بعد یه بیهوشی برای اینکه آرنیکا دردی نفهمد به آرنیکا زد و آرنیکا بعد از چند ثانیه بیهوش شد و جیمین زخم روی سینه آرنیکا رو بخیه زد و پانسمان کرد بعد از نیم ساعت تموم شد و بلند شد و جعبه رو برداشت و پتو را روی آرنیکا کشید سرم هنوز تمام نشده بود بنابراین سرم رو جدا نکرد و از اتاق رفت بیرون که جین به سمت جیمین آمد و گفت :
داداش دو ساعته دنبالت میگردم کجایی
جیمین :
ادامه دارد.....
شرط :
۱۲ تا لایک
۳ تا کامنت
دیدگاه ها (۱۴)

هفت مافیای سرد پارت ۶جیمین : هیونگ دست رو دلم نزار که خیلی ع...

هفت مافیای سرد پارت ۷ویو آرنیکا :سوار ماشین شدم وقتی لینا م...

هفت مافیای سرد پارت ۴ ویو آرنیکا :با بدن درد بدی به هوش آمدم...

هفت مافیای سرد پارت ۳جونگ کوک : دختر شجاعی هستی من جات بودم ...

ازدواج قرار دادی ۷۰

ازدواج اجباری «پارت ۴۲»

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط