{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مبارک روز بود امروز، یارا

مبارک روز بود امروز، یارا
که دیدار تو روزی گشت ما را

من آن دوزخ دلم، یارب، که دیدم
به چشم خود بهشت آشکارا

نه مهرست این، که داغ دولتست این
که بر دل بر ز دست این بی‌نوا را

ز یک نا گه چه گنج دولتست این؟
که در دست اوفتاد این بی‌نوا را

درین حالت که من روی تو دیدم
عنایت‌هاست با حالم خدا را

هم آه آتشینم کارگر بود
که شد نرم آن دل چون سنگ خارا

مرا تشریف یک پرسیدنت به
ز تخت کیقباد و تاج دارا

بکش زود اوحدی را، پس جدا شو
که بی‌رویت نمی‌خواهد بقا را


اوحدی
دیدگاه ها (۳)

دلم در دام عشق افتاد هیلافتاده هر چه بادا باد هیلاچو دل را د...

دود از دلم برآمد، دادی بده دلم رادر بر رخم چه بندی؟ بگشای مش...

چگونه دل نسپارم به صورت تو، نگارا؟که در جمال تو دیدم کمال صن...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟ ...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط