باید کسی باشد …
باید کسی باشد …
که وقتی صدایت لرزید بفهمد که اگر سکوت کردی، بفهمد...
کسی باشد که اگر بهانه گیر شدی بفهمد
کسی باشد که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن و نبودن بفهمد به توجهش احتیاج داری
بفهمد که درد داری که زندگی درد دارد که دلگیری
بفهمد که دلت برای چیزهای کوچکش تنگ شده است
بفهمد که دلت برای قدم زدن زیرِ باران براي بوسیدنش برایِ یک آغوشِ گرم تنگ شده است
که وقتی صدایت لرزید بفهمد که اگر سکوت کردی، بفهمد...
کسی باشد که اگر بهانه گیر شدی بفهمد
کسی باشد که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن و نبودن بفهمد به توجهش احتیاج داری
بفهمد که درد داری که زندگی درد دارد که دلگیری
بفهمد که دلت برای چیزهای کوچکش تنگ شده است
بفهمد که دلت برای قدم زدن زیرِ باران براي بوسیدنش برایِ یک آغوشِ گرم تنگ شده است
- ۱.۵k
- ۰۵ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط