{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جلوی آینه ایستادم؛

جلوی آینه ایستادم؛
به‌خودم گفتم حوصله کن!
قرار نیست که تا ابد همین‌طور بماند؛
درست می‌شود!

بعد
سرم را پایین انداختم؛ رفتم.
و از خود پرسیدم:
آیا بابت دروغی که گفتم، خودم را خواهم بخشید؟

👤 عباس ناظری
دیدگاه ها (۱)

در درونم چیزی اتفاق افتاده بود و بدترین چیزها همیشه در درون ...

آدم خسته حاضره گُم بشه، ولی راهو از کسی نپرسه #سرریزم_میکند

در سرزمین من زنان غمگینی هستند که در طول سال ها زندگی زناشوی...

یه وقتایی حرف دارم و دلم به نوشتن میره یه وقتایی حرفی ندارم ...

چند پارتی تهیونگp1های من ا.تم و ۲۱ سالمه یه شوهر هم به اسم ت...

وقتی حسودی میکنه P²وقتی رسیدیم زود تر از من پیاده شد وارد خو...

سکوت پیستPart:³⁸(ویو جونگ کوک)وقتی مری رو توی اتاقم دیدم ی ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط