{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی حسودی میکنه

وقتی حسودی میکنه

وقتی رسیدیم زود تر از من پیاده شد وارد خونه شدم روی مبل نشسته بود رفتم کنارش نشستم
*سوکجینم چیزی شده*
با سردی جواب داد* نه *
ناراحت شدم *اوکی*
بلند شدم رفتم توی اتاقمون لباسامو عوض کردم کتاب مورد علاقمو برداشتم روی کاناپه توی اتاق نشستمو مشغول خوندن شدم زمان از دستم دررفت نگاهی به ساعت کردم اوه اوه شام درست نکردم کتابو بستم رفتم پایین غذا درست کرده بود و مشغول خوردن بود رفتم از یخچال اب برداشتم خوردم جلوی گاز وایسادم که صداش امد*غذا رو فقطدبرای خودم درست کردم*
یکم عصبی گفتم *جین تو چت شده از صب تا حالا*
پوزخند صدا داری زد *واقعا معلوم نیست سوهیون دوست ندارم از یکی دیگه تعریف کنی دوست ندارم با یکی دیگه بخندی دوست ندارم باهاشون گرم باشی میفهمی تو فقط مال منی مال من *
*باشه باشه اقا جذابه چشم چرا عصبی میشی تو مرد منی تو زندگیمی ورلد واید هندسامم*


♡پایان ♡

امیدوارم خوشتون بیاد
دیدگاه ها (۰)

وقتی حسودی میکنهP¹با جین توی کافه نشسته بودیم که دوستم هانو...

وقتی برف بازی میکردید و....P²#خانم وقت تمومهجیمینی زود چشمای...

.. MY DOLL.. ویو ی ا.ت رفتیم لباسامون رو عوض کردیم و اومدیم ...

#پری #part5+ نگهبان نگهبان یکی از پری ها حالش بد شده نگهبان:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط