{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکپارتی دراکو

تکپارتی دراکو
امروز واقعا استرس داشتی چون قرار بود به خونه ی  دراکو بری و با خانوادش درباره نامزدیتون صحبت کنید .
صبح که بلند شدی یه دوش گرفتی ، اومدی بیرون موهاتو خشک کردی و صاف کردی ، یه میکاپ خیلی نچرال و کم انجام دادی تا فقط صورتت از بی روح بودن در بیاد و یه لباس مشکی بلند پوشیدی و سعی کردی زیاد یقه باز یا چاک دار نباشه .
کفشای پاشنه بلندتو پوشیدی و موهایی که صاف کردی رو دورت باز گذاشتی چون یقه پیراهنت قایقی بود اما نه طوری که خیلی باز باشه .
کیفتو برداشتی و از خونتون خلرج شدی ، سوار لامبورگینی  قرمز رنگت شدی و به سمت عمارت مالفوی راه افتادی .
به عمارت رسیدی ماشینت رو توی مارکینگ مهمان پارک کردی و به سمت در ورودی رفتی .
دراکو ، نارسیسا ، لوسیوس و بلاتریکس برای خوش آمد گویی به تو جلوی در ایستاده بودن .
وقتی پاتو روی پله ی اول گذاشتی دراکو بدو بدو اومد سمتت و گفت : افتخار کمک کردن به شمارو ، به من میدین؟
_ بله جناب مالفوی ...
لبخندی زدی و دستتو توی دستش حلقه کردی و باهم از پله ها عبور کردین . دراکو آروم دم گوشت زمزمه کرد : به امید روزی که اینجوری به سمت محراب عروسیمون بریم .
آروم به بازوش زدی و گفتی  : خجالت بکش دراکو ، من و تو هنوز نامزد نکردیم ...
خندید و گفت : عزیزم ،انقدر خشن نباش دیگه ...
خیلی ملیح و ناز خندیدی و گفتی : باشه ...
+ چه لبخند زیبایی داری عزیز دلم .
_ مرسی عزیزم .
بالاخره به در ورودی رسیدین و با لوسیوس ، نارسیسا و بلاتریکس سلام و احوال پرسی کردین و لوسیوس تو رو به داخل دعوت کرد .
به داخل خونه رفتین شروع کردین به صحبت کردن .
لوسیوس: خب ...پس تو دختری هستی که دل پسر ما رو بردی !
نارسیسا به لوسیوس میزنه و میگه : عزیزم ، مراعات کن !
نارسیسا : ببخشید امیدوارم درک کنی ،یکم هیجان زده اس .
لبخندی زدی و به لوسیوس نگاه کردی و گفتی : همیشه فکر میکردم دراکو زیباترین و جذاب ترین فرد تو خاندان مالفوی هست ... تا وقتی که شمارو دیدم .
وقتی حرفتو میزنی همه میزنن زیر خنده به جز دراکو ، برمیگرده و با چشمای یخیش بهت نگاه میکنه و میگه: خیلی ممنون ات خانم .
ات: عزیزم ناراحت نشو... شوخی کردم .
وقتی سالن تو سکوت فرو رفت بلاتریکس گفت : خب، من به عنوان خاله ی دراکو چند تا سوال ازت دارم و تو باید جوابمو بدی .
لبخندی زدی و گفتی : حتما پاسخگوی تمام سوالات خواهم بود ...
بلاتریکس: خب دختر جون ،اسمت چیه ؟ توی کدوم گروه هاگوارتزی ،رده بندی خونیت چجوره و از کدوم خاندانی ...
به نشانه ی احترام بلند میشی و میگی: من ات هستم ،توی گروه اسلیترین ام ،رده بندی خونیم هم اصیل زاده است و از خاندان نات هستم ...
نارسیسا  : اوه پس یه نسبتی با تئودور نات داری ،درسته ؟
ات: آره تئودور پسر عمومه ...
لوسیوس : چه عالی ...
بعد از گذشت یک ساعت گپ زدن نارسیسا همه رو به سمت میز غذا خوری دعوت میکنه و یه شام صمیمی رو با هم میگذرونید .
بعد از خوردن شام نوبت به دسر میرسه که در حین سِرو دسر لوسیوس میگه : خب ، دراکو ...من میخوام نظرم رو نسبت به این رابطه و رسوندنش به مرز ازدواج بگم .
توی اتاق قضای متشنج و استرسی ای وجود داشت و دراکو محکم دستتو میگیره وفشار میده و منتظر جواب پدرشه .
لوسیوس  : خب...نظر من اینه که ...
قلب دراکو و تو با هر کلمه ی لوسیوس به شدت میتپه .
در آخر لوسیوس میگه : من با رابطه ی شما موافقم ...به یه شرط .
دراکو از هیجان از جاش میپره و میگه : چه شرطی؟ هرچی باشه قبوله ...
لوسیوس : اینکه باید تا دوسال نامزد باشید و بعدش ازدواج کنید .
دراکو سریع بغلت میکنه و میگه : خیلی خوشحال که بالاخره مال من میشی ...
لوسیوس میاد شما رو از هم جدا میکنه و میگه : انقدر نچسب بهش بیچاره ات رو خفه  کردی ...
ات : نه اشکالی نداره بذارید هیجانشو خالی کنه .
لوسیوس خندید و گفت  : باشه ،راستی ات اگر مشکلی نداری شب اینجا بمون .
ات : پس بذارید از خانوادم اجازه بگیرم ...
لوسیوس : باشه ،اطلاع بده چون فردا قراره که جشن نامزدی و تو و دراکو باشه .

خب خوشگلا اینم تکپارتی دراکو که خیلی اصرار میکردین .
امیدوارم خوشتون اومده باشه و اینکه حسابی از سناریو ها یا تکپارتی هایی که دوستشون دارین حمایت کنین تا بدونم از کدوما بیشتر بذارم 🥰
عاشقتونم باییی💚🐍
دیدگاه ها (۱۳)

تکپارتی دراکو ...(که شد دوپارتی)به درخواست یکی از دوستان عزی...

چند پارتی جونگکوک پارت¹ اوپا ...بیا بهم قول بدیم وقتی بزرگ ...

تک پارتی لورنزو ۳ روز دیگه جشن یول بال برگزار میشه و تو هیچی...

سناریو اسلیترین وقتی مریضیتام / دراکو : درسته که خیلی سعی می...

تکپارتی

پارت ۴

You must love me... P12

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط