{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی لورنزو

تک پارتی لورنزو

۳ روز دیگه جشن یول بال برگزار میشه و تو هیچی تمرین نکردی و حتی کسی هم ازت درخواست نکرده .
همینجوری توی حیاط هاگوارتز با پانسی نشسته بودی و داشتی برای کلاس اسنیپ تحقیق میکردین که یهو پانسی گفت : ات برای یول بال چیکار میکنی ؟
_ به خدا نمیدونم ،شاید اصلا نیام .
+ آخه چرا ؟ خیلی خوش میگذره که ...
با ناراحتی میگی  : اخه من که رقص رو تمرین نکردم بعدش هم کسی ازم درخواست نکرده ...😮‍💨
+ خب...
لورنزو پشت درختی که شما نشسته بودین دراز کشیده بود که همه ی حرفای شما رو شنید و فهمید تو با کسی به یول بال نمیری .
بعد از گذشت نیم ساعت از پانسی خدافظی کردی و به سمت سرسرا رفتی تا نهار بخوری که توی راه لورنزو جلو تو گرفت و گفت : سلام ات،وقتی تو حیاط بودی ...ناخواسته شنیدم که رقص رو تمرین نکردی .
_ خب آره ...
لورنزو با خجالت میگه : نطرت چیه منو تو با هم تمرین کنیم ؟
هول میشی و با دستپاچگی میگی : ام..ام...خب ... آره...
با خوشحالی سرشو میگیره بالا و میگه خب پس امشب توی سالن اجتماعات میبینمت .
قبل از اینکه چیزی بگی خوشحال و خندان کل راه رو یورتمه کنان میره و ازت دور میشه ...
بعد از خوردن شام توی سرسرا به سمت سالن اجتماعات میری و ازش رد میشی و به خوابگاهت میری، وقتی که مطمئن شدی همه خوابن و احتمال کمی وجود داره تا کسی وارد سالن اجتماعات بشه ؛ از خوابگاهت بیرون رفتی و از پشت دیوار سرتو کج کردی تا داخل سالن اجتماعات رو ببینی و دیدی که لورنزو روی مبل نشسته و منتظرته .
آروم آروم وارد شدی و گفتی : سلام...
لورنزو برگشت سمتت و با یه لبخند ملایم گفت : بالاخره اومدی ! فکر کردم قالم  گذاشتی ...
_ ببخشید دیر اومدم ...
از روی مبل بلند میشه و به سمتت میاد و میگه : اشکالی نداره .
دستشو با حالت مالکیت آمیز روی کمرت میذاره و اون یکی دستشو توی دستت قفل میکنه و میگه : چطوره زودتر تمرینو شروع کنیم؟
با اینکه از خجالت سرخ شدی ،اون یکی دستت که آزاده رو روی شونه اش میذاری و با هم شروع میکنین به تمرین رقص .

بعد از گذشت یک ساعت تمرین ،آروم آروم به سمت دیوار هدایتت میکنه و به دیوار تکیه ات میده و صورتشو میاره دم گوشت و زمزمه میکنه : میشه برای جشن همراهیم کنی پرنسس؟
تو که از شدت تعجب قلبت گوب گوب میزنه و میخواد از جاش کنده بشه میگی : م..مگه ت..تو قر...قرار ن..نبود با.. یکی دیگه ..بری؟
با انگشتاش موهاتو پشت گوشت میده و میگه : نه خوشگل خانم ،من دلم میخواد با تو برم حالا قبول میکنی ؟
از گوشه چشم بهش خیره میشی و میگی: آره قبول میکنم ....
آروم از کنار گوشت کنار میره و سرشو به صورتت نزدیک میکنه .
آروم پیشونیشو به پیشونیت میچسبونه ،با دستاش کمرتو محکم میگیره طوری که انگشتاش تو کمرت فرو میره و آروم میبوستت  ...

خب ...
اینم از یه تکپارتی دیگه امیدوارم خوشتون اومده باشه ...
لایک و کامنت فراموش نشه خوشگلای من 💋💋

اگر هم درخواستی داشتین تو کامنتا بگین خجالت نکشین😉💚
دیدگاه ها (۳)

تکپارتی دراکو امروز واقعا استرس داشتی چون قرار بود به خونه ی...

تکپارتی دراکو ...(که شد دوپارتی)به درخواست یکی از دوستان عزی...

سناریو اسلیترین وقتی مریضیتام / دراکو : درسته که خیلی سعی می...

سناریو یونگی پارت ²پسرک گذاشت و گفت : لطفا ...هیچی نگو .پسرک...

تهیونگ: پس بخواب ات: باشه میرسین به خونه و تهیونگ ماشین رو پ...

#گابلین Part15وارد اتاق میشه وسایلش رو آماده میکنه گوشیش رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط