{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو جویی

ویو جویی
جیمین: خو چی میشه
جویی: ....
جیمین: بمون دیگه* کیوت*
جویی: فقط بخواطر اینکه لباس ندارم برم
جیمین: باشه .
جویی: حالا بیا برین از اینجا بیرون
* خلاصه: خب اندن بیرون حویی لباسشو با لباسای جیمین عوض کرد و گزاش لباسای خودشو خش بشه بد کل شب بشون خش گزشت و جویی طبق معمول بعصی جاها هعی غر میزد *
ویو ات
تهیونگ امد خونه
کوک: تو چرا امدی میموندی پیش جیمین
تهیونگ اوند نشست و مبل
ته: من چدا بمونم تا وقتی عشقش هس
ات: کی ؟ اسمش ؟ چرا ؟ از کی با همن؟ یعنی ب جویی خیانت میکنه؟
ته: نبابا
ات: پس چیییی

ته: جویی امدو منو پرت کرد بیرون گف میخام پیش عشقم بمونم
کوک: جویی گف
ته: ارع
ات: خب پس هیچی حله
ته: چی حله
ات: ب پا هم پیر شن هعی دوستم نانزد کرد رفف
کوک: یجورر میگه انگار خودش سینگل بد بخته خوبه یبار حامله هم شدیا
ات: ایی خب که چی حالا جوی عین بچمه الان بزرگ شده هعی( بچه ها جویی از ات بزرگتر بودا)(ولی چرا میگه بچم؟)
کوک: ات کم عین ننه بزرگا حرف بزن( داره ازیتش میکنه
ات: مامان بزرگ خودتیییی
کوک: چرا او وقت
ات: چون مامان بزرگا سنشون زیاده و نوه دارن که شدن مامان بزرگ
کوک: گمشو بیا اتاق تا هم بچه دار هم نوه دارت کنم
دیدگاه ها (۱)

ویو ات ات: چیی. ای پروعووو ته: وای خدااا من میرم بکپم ات: خب...

خب بچه هااا میخوام خلاصه فیک جدیدو بگممات دختری که تو ایران ...

ویو حوییجیمین: عه؟جویی: ارعع جیمین دستمو کشید زیر ابوای سرده...

ویو جوییتو اناق خیلی فک کردم پس تصمیم گرفتم برم پیش جیمین( خ...

Part:82نینا : نه بیخاطل شوما گلیه میکونم لارا : نینا رو بغل ...

Part:197آجوما : باشه منم میرمته : آجوما آجوما : اون دخترمه ج...

او مال منه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط