{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات

ویو ات
ات: چیی. ای پروعووو
ته: وای خدااا من میرم بکپم
ات: خب بخابی
کوک: افرین برو
ته: حیف خستم
تهیونگ رف
جونگ کوکم تزسناک نگام میکرد هر چند مطمعنم باز داره آذیتم میکنه
ات: هعی چرا اونطوری نگام میکین
جونگ کوک: من بچه میخوامم
ات: چی دیوونه شدیی برو اون ور
ولی نزدیکم میشد
کوک: چیهه نمیبینی جیمین و جویی دارن ب مرحلمون نزدیک میشن کم مونده جلو هم بزنن نباید احازه بدیم
ات: وا ول کنن
کوک: الان ارع ولی شب
ات: من برم فعلا
من داشتم از پله ها میفرت بالا که کوک با صدای بلند گف
کوک: ب امید خدااااا ۵ قلووووو
ات: بای بای ( بلند
_____________________________
خب ی توضیهی بدم کم کم داره فیک تموم میشه
و میخوام که فیک جدیدو بنویسم ولی حدودا از ۳۰۰ یا ۲۸۰ تایی شدن بد بگم که این پارتا اخر سعیمو میکنم عالی باشه
و اینکه چند تا نظر برا فسک جدید بدید که در باره تهیونگه
دیدگاه ها (۱۹)

خب بچه هااا میخوام خلاصه فیک جدیدو بگممات دختری که تو ایران ...

ویو ات وای س ساعتی تو اون اتاق کوفتی خودمو مشغول کردم وایییی...

ویو جوییجیمین: خو چی میشه جویی: ....جیمین: بمون دیگه* کیوت*ج...

ویو حوییجیمین: عه؟جویی: ارعع جیمین دستمو کشید زیر ابوای سرده...

شب تولدم پارت 20 ات: اره میدونم همچیو میدونم خواهرتو از دست ...

فیک جونگ کوک پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط