{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفرتی به نام عشق

نفرتی به نام عشق
پارت: ۲۲

ویو کوک

با حس جیغ جیغای ینفر، از خاب، پریدم.
اره صدای ات بود..
رفتم سمت سرویس و کارای لازمو، انجام دادم.
لباس پوشیدم و از اتاق، رفتم بیرون که دیدم مامان بابای ات و مامان بابای من لباس بیرونی، پوشیدن و چمدون دستشونه.
رفتم سمتشون و...



ــــــــــــــ


کوک: چخبره؟
ب.ک: ام خب پسرم، ما یهو تصمیم گرفتیم دو هفته بریم آمریکا، منو پدر ات اونجا کار داریم و بیشتر بخاطره، کارمون میریم.
کوک: پس ما چی؟
ات: مارو نمیبرننن(جیغ مانند)
ب. ت: ات، یه سفر کاریه.
ات: پس مامان و خاله، چرا میان؟
ب. ت: ات، دفه بعد شمارم میبریم دیگهه
کوک: خب باشه...عیبی نداره، میتونیم بمونیم.
ات: چیییی؟(بلند)
ب. ک: خب دیگه، قضیه حل شد..بیاین بریم
ات: نععع


[ی ساعت بعد]


ـــــــــــــــــــــــــــ

کوک رفته بود باند، بقیه رفتن امریکا و ات تو خونه، تنها بود..
پاهاشو، بغل کرده بود و رو تخت اتاقش نشسته بود.
گوشیشو برداشت و رف، تیک تاک و ی پست گذاشت.




"کسی فیلم سراغ داره؟ "





تا کسی جواب بده، رف یکم تو تیک تاک بگرده که یکی، کامنت گذاشت.




"****(خودتون یچیزی تصور کنین داا) این فیلمو بهت پیشنهاد میکنم خودم عاشق فیلمش شدم"




ات، کامنت اون دخترو، لایک کرد و رفت تا فیلمرو دانلود کنه.


[نیم ساعت بعد]

ات، غرق فیلم بود ظاهرا، عاشقش شده بود.
دراز، کشیده بود رو تختش و پتورو کشیده بود رو سرش و تو گوشی، فیلم میدید.
کوک، از باند برگشته بود، وارد خونه شد با دو بسته، پیدزای بزرگ...


کوک: ات؟(از اشپزخونه)
ات:......(نشنید)


کوک، یکم نگران شد و رفت تو اتاق ات.
وقتی درشو اروم باز کرد، متوجه چیزی زیره، پتو شد.

کوک: چی نگا میکنی؟(نیشخند/پتورو زد کنار)
ات: فیلمهههه ببینن(گوشیشو نشون داد)
کوک: تو که راس میگی(تک خنده)
ات: بزار فیلممو ببینم بابا(پتوشو دوباره کشید رو خودش،ولی ایندفه سرش بیرون بود)


ـــــــــــــــــــــــــــ
دیدگاه ها (۱)

نفرتی به نام عشقپارت: ۲۳کوک: بیا بریم غذا بخوریم، بعدش فیلمت...

نفرتی به‌ نام عشقپارت:بیست و یکویو کوکساعت دوازده شب بود و م...

نفرتی به نام عشقپارت:بیستویو ات...با کامل شدن خابم بیدار شدم...

اون مال منه

رفتیم سمت عمارت مامان کوک و باباش )) علامت خانم جعون م ک*م.ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط