{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امید را از نجاری آموختم که

امید را از نجاری آموختم که
مغازه اش سوخت ...

ولی او با همان چوبهای سوخته
مغازه زغال فروشی باز کرد.
دیدگاه ها (۱)

گرانقیمت‌ترین رایگانِ دنیا وقت است وقت طلا نیستوقت زندگی است...

‍ به چیزهایی که بعد از دعا کردن، به دست نیاوردید، فکر نکنیدب...

هـیچ چیزی شما را زندانی نمی کند، مگر افکارتان، هـیچ چیزی شما...

مهربانی را بکار، بالای هر زمینی...و زیر هر آسمانی...اگر جای ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_20بعد از پارک کردن ماشین از ...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۵۴ویو راوی مشتری تش...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۹ویو راوی بعد از...

روباه کوچولوی منپارت شانزده꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای وقتی ه...

رمان دومپارت اول ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚چشم های اقیانوسی...

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت دوم

سلام سلام دلم برا همتون تنگ شده بود

راجب بازی دوستانه امروز یکسری نکات رو بگم:عملکرد ذلیخایی بسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط