ستاره و ماه
۲ستاره و ۳ ماه
پارت ۱۷
آیسا:یکیتون درو بشکنه
دنیل:چییی؟
آیسا:همین که گفتم عرضه اینکارم ندارین الان خودم میشکنم
دمیتریوس :صبر کن
آیسا:چیه
دمیتریوس: تونیتروس میگیری
آیسا:آه راست میگی اصلا یادم نبود ولی باید تو این وضعیت سر کنم(نیمه داد)
پس یکی رو تخت میخوابه یکی سمت راست تخت رو زمین و اون یکی هم سمت چپ تخت روی زمین میخوابه اینجا چند تا بالشت و پتو و تشک هست
دنیل:باشه ولی کی رو تخت باشه؟
ویو آنیا و دامیان
آنیا خوابیده بود رو تخت و دامیان رفت رو تخت تا بخوابه و خوابش برد
که آنیا یهو محکم سر دامیان رو بغل کرد
*آنیا با عروسک میخوابه و و فکر کرد عروسکشه دامیانم از این موضوع خبر نداره*
دامیان بیدار شد[چی من رو بغل کرده؟🍅🍅🍅🍅🍅🍅 چقدر خوشگله وای خیلی نازههه ]
و بعد خودشم آنیا رو بغل کرد و خوابید
ویو آیسا و دمیتریوس و دنیل
آیسا:ندیمه پیر بازی میکنیم (همون بازیه که اونبار تو انیمه کردن)هرکی برد میره رو تخت
*آیسا برد
همه خواب بودن بجز دمیتریوس که بیدار بود و داشت به ماجرا های خودش و ایسا فکر میکرد
که یهو آیسا قل خورد و افتاد رو دست دمیتریوس 🤭🙂↔️😍
پارت ۱۷
آیسا:یکیتون درو بشکنه
دنیل:چییی؟
آیسا:همین که گفتم عرضه اینکارم ندارین الان خودم میشکنم
دمیتریوس :صبر کن
آیسا:چیه
دمیتریوس: تونیتروس میگیری
آیسا:آه راست میگی اصلا یادم نبود ولی باید تو این وضعیت سر کنم(نیمه داد)
پس یکی رو تخت میخوابه یکی سمت راست تخت رو زمین و اون یکی هم سمت چپ تخت روی زمین میخوابه اینجا چند تا بالشت و پتو و تشک هست
دنیل:باشه ولی کی رو تخت باشه؟
ویو آنیا و دامیان
آنیا خوابیده بود رو تخت و دامیان رفت رو تخت تا بخوابه و خوابش برد
که آنیا یهو محکم سر دامیان رو بغل کرد
*آنیا با عروسک میخوابه و و فکر کرد عروسکشه دامیانم از این موضوع خبر نداره*
دامیان بیدار شد[چی من رو بغل کرده؟🍅🍅🍅🍅🍅🍅 چقدر خوشگله وای خیلی نازههه ]
و بعد خودشم آنیا رو بغل کرد و خوابید
ویو آیسا و دمیتریوس و دنیل
آیسا:ندیمه پیر بازی میکنیم (همون بازیه که اونبار تو انیمه کردن)هرکی برد میره رو تخت
*آیسا برد
همه خواب بودن بجز دمیتریوس که بیدار بود و داشت به ماجرا های خودش و ایسا فکر میکرد
که یهو آیسا قل خورد و افتاد رو دست دمیتریوس 🤭🙂↔️😍
- ۷۱۴
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط