ما که رفتیم بنویسید دمش گرم نبود
ما که رفتیم بنویسید دمش گرم نبود
بنویسید صدا بود ولی نرم نبود
خانه در خاک و خدا داشت تماشایی بود
بنویسید دو خط مانده به تنهایی بود
بنویسید که با ماه کبوتر می چید
ازلب باغچه ها بوسه باور می چید
بنویسید که با چلچله ها الفت داشت
اهل دل بود و با فاصله ها نسبت داشت
دلش از زمزمه نور عطش می بارید
ریشه در ماه ولی روی زمین می جوشید
بنویسید زبان داشت ولی لال نشد
بنویسید که پوسید ولی کال نشد
پر طوفان غزل بود ولی سیل نداشت
بنویسید که دل داشت ولی میل نداشت
پنجه بر پنجره روشن فردا میزد
وسعت حوصله اش طعنه به دریا می زد
بنویسید به قانون عطش آب نداد
و کسی کودک احساسش را تاب نداد
سرد و سرما زده از سمت کویر آمده بود
کودکی بود که در هیئت پیر آمده بود
تاصدای دل خود چند تپ ش فاصله داشت
گاه با فلسفه عشق کمی مسئله داشت🌷
بنویسید صدا بود ولی نرم نبود
خانه در خاک و خدا داشت تماشایی بود
بنویسید دو خط مانده به تنهایی بود
بنویسید که با ماه کبوتر می چید
ازلب باغچه ها بوسه باور می چید
بنویسید که با چلچله ها الفت داشت
اهل دل بود و با فاصله ها نسبت داشت
دلش از زمزمه نور عطش می بارید
ریشه در ماه ولی روی زمین می جوشید
بنویسید زبان داشت ولی لال نشد
بنویسید که پوسید ولی کال نشد
پر طوفان غزل بود ولی سیل نداشت
بنویسید که دل داشت ولی میل نداشت
پنجه بر پنجره روشن فردا میزد
وسعت حوصله اش طعنه به دریا می زد
بنویسید به قانون عطش آب نداد
و کسی کودک احساسش را تاب نداد
سرد و سرما زده از سمت کویر آمده بود
کودکی بود که در هیئت پیر آمده بود
تاصدای دل خود چند تپ ش فاصله داشت
گاه با فلسفه عشق کمی مسئله داشت🌷
- ۱.۸k
- ۰۱ تیر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط