{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دُرُستِن بِی تومُهِم نین که چه حالی بَشُم

دُرُستِن بِی تومُهِم نین که چه حالی بَشُم
وَرَق زود بَر اَگَردِت کِه جایِ تو بَشُم
وَقتی که رفتی دوریت پَر پَرُم ایکه
با دیدِن هر روز غروب دِل مِه ایگه
یادُنِت آروم آروم آتِشُم ایزه
گُناه با تو بودِنُم خاکستر ایکه
چه طُوکا بِی مِه پَس اِدزَه بِی مِه تَنها اِدنَها
تو با خنده رَفتی عِشقُم مِه نِگاهُم جایِ پات
زمین اُمخا تو رَفتی شُووُم روز بو با سختی
به یاد همی روزن تموم بو هر چه سختی
دُرُستِن بِی تومُهِم نین که چه حالی بَشُم
ورق زود بَر اَگَردِت که جایِ تو بَشُم
دیدگاه ها (۱۸)

#کپشن

ابلیس

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هفتم: دو رویِ یک سکه![دیدگاه تهیونگ]...

پارت ۶۷

اینم یه شعربندری"ولی نبو"رضاصادقی...خودم خیلی دوسش دارم...مخ...

میخاستم برم جلو تر ولی نمیشد!ینی حس میکردم بلد نیستم قدم برد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط