{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(سخت گیر) پارت سی و دوم

(سخت گیر) پارت سی و دوم

سونیا
جونگکوک داشت میومد
ازش معلوم بود خیلی ناراحته
و چشماش پر از اشک بود
/:چیشده
کوک: دکتر میگه شاید بچه
بمیره
/:واقعا
کوک: آره
م.ک: من که گفتم این دختر
به دردت نمیخوره بچه هم زد کشت
نگران نباش خودم یه زن پیدا میکنم
هفت قلو هفت قلو بچه بیاره
کوک: مامان من ا.ت رو خیلی دوست
دارم حتی بچه هم چیزیش بشه
تا ابد باهاشم
اجوما: اقا من تازه زنگ زدم
پدرتون اونجا بودن گفت تو اتاق
یه قرص پیدا کرده
کوک: چی بگوش بیارش
بیمارستان
ــــــــــــــــــــــــــــ
چند دقیقه بعد
ــــــــــــــــــــــــــ
پ.ک: بفرمایید این قرص
کوک: من تاحالا این قرص
رو ندیده بودم الان میرم
به دکتر نشون میدم
دکتر: این قرص ضد بارداری
کوک: چی
دکتر: یعنی خواسته بچشو
بکشه
کوک: امکان نداره اون خوشحال
بود
دکتر: ولی آزمایشا نشون نمیده
این قرص رو خورده
کوک: جواب آزمایش نیومد
دکتر: الان که آماده بشه شما
بفرمایید خبرتون میکنم
پ.ک: چیشد
کوک:قرص ضد بارداریه ولی
دکتر میگه تا حالا مصرف نکرده
چون از آزمایشا چیزی نشون نداده
پ.ک: یعنی بچه
کوک:(با گریه) دکتر گفت هنوز معلوم
نیست ولی خیلیا بچشون مردن
پ.ک: پسرم گریه نکن
#فیک
#کوک
دیدگاه ها (۲۰)

(سخت گیر) پارت سی و سومدکتر: آقای جئون بفرماییدکوک: بله دکتر...

(سخت گیر) پارت سی و چهارما.ت: چی من نمیخوردمکوک: خودتو نزن ب...

(سخت گیر) پارت سی و یککوک: مامان حاله ا.ت خوبهم.ک: نمیدونم پ...

(سخت گیر) پارت سیدو روز بعدم.ک: سونیا کارش نداشته باشدیگه/:چ...

Part3

پارت هفدهم در آغوش زندان ته :باشه جیمینی بریم (با خوشحالی)وی...

فیک تبp15

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط