{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(سخت گیر) پارت سی و سوم

(سخت گیر) پارت سی و سوم

دکتر: آقای جئون بفرمایید
کوک: بله
دکتر: خانم ا.ت زیادی سم نخورده
خوشبختانه حالش خوبه حاله بچتون
هم همینطور
کوک:(با خوشحالی) حاله بچه یعنی خوبه
دکتر: بله
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
کوک
با خوشحالی رفتم این
خبر بهشون دادم
/:چی
کوک: چیشد میگم بچه
زندست نمرده ناراحت شدی
/:نه منظورم این بود که
خیلی خوشحال شدم
دکتر اومد
دکتر: حالش خوبه میتونید
ببریدش
اجوما: خانم
ا.ت: اجوما
اجوما: بفرمایید سوار ماشین
شید
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
ا.ت
رسیدیم خونه رفتم تو اتاق
ا.ت: کوکی
کوک:...
ا.ت: چرا جواب نمیدی
کوک:....
ا.ت: ناراحتی چرا بچه که
حالش خوبه
کوک:...
ا.ت: کوکی جونم چرا قهری
کوک: چرا اینجوری کردی
ا.ت: چیکار من که کاری نکردم
من فقط آخرین بار سونیا برام
یه سوپ آورد خوردم بعد نفهمیدم
چی شد
کوک: این چیه
ا.ت: این قرصه دیگه
کوک: این قرص ضد بارداری
چرا میخوری
#کوک
#فیک
دیدگاه ها (۱۰)

(سخت گیر) پارت سی و چهارما.ت: چی من نمیخوردمکوک: خودتو نزن ب...

(سخت گیر) پارت سی و پنجمدستشو آروم تر گرفتمرسیدیم به پله هاا...

(سخت گیر) پارت سی و دومسونیاجونگکوک داشت میومد ازش معلوم بود...

(سخت گیر) پارت سی و یککوک: مامان حاله ا.ت خوبهم.ک: نمیدونم پ...

love in the dark②②اشک تو چشمانم جمع شدیعنی چی؟ میخواد از من ...

پارت ۲۵ ویو ا / ت چشمام رو کم کم باز کردم ...ساعت. ۱۱:۴۵ . ب...

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹¹*. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط