{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سلامتیه دختر و شب گریه هاش....بغض کردناش واسه پسر....ا

به سلامتیه دختر و شب گریه هاش....بغض کردناش واسه پسر....اون پسر و شب راحت خوابیدناش....به سلامتیه دست لرزون دختر ...به سلامتیه اس دادناش ب پسر ک برگرد بدون تو تموم میشم....ولی پسر اس رو خوند...با نیشخند گفت خوب میشه بی خیالش....به سلامتیه از پسر خبر دار نشدن ها...به سلامتیه لحظه به لحظه داغون شدنا...به سلامتیه قرص های خواب....به سلامتیه هق هق دختر وقت قرص خوردن...به سلامتیه اون همه بی خیاله پسر....به سلامتیه قرص خوردن دختر....به سلامتیه نابود شدن دختر....به سلامتیه لحظه ایک ب پسر گفتن ....پسر شونه ای بالا انداخت و گفت اینا همش نقش بازی کردنه....به سلامتیه امید دختر واسه برگشتن پسر...به سلامتیه برنگشتن پسر...به سلامتیه ازدواج دختر ...فقط واسه فراموش کردن پسر...به سلامتیه اون ازدواج بی عشق ..و چشم به راه موندن واسه همیشه ی دختر..
دیدگاه ها (۱)

رمان تهکوک

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

پارت ۸۰

𝖨 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝗇𝗈 𝖼𝗁𝗈𝗂𝖼𝖾 ، 𝗆𝗒 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝗅𝗂𝗀𝗁𝗍𝖯𝖺𝗋𝗍:⑤دختر با بغض به پسر ز...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 20| فلش بک عمارت جئو...

35part بکهیون با نگرانی وارد اتاق شد پرید سمت لارا: «حالت خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط