{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قمارسرنوشت

#قمار_سرنوشت
پارت⁷
ویو ته
رفتم سوار ماشین شدم که یهو گوشیم زنگ خورد کوک بود
کوک : گرفتیمش
تو لونا رو پیدا کردی
ته : نه ( با عصبانیت )
کوک : حالا چیکار کنیم
ته میپره وسط حرفش
ته : هیچی نگو اعصابم خورده
و بعدش گوشی رو قطع میکنه
ویو ته
خیلی اعصبی و نگران بودم باید لونا رو پیدا میکردم نکنه لی مین هو دزدیده باشدش ( لی مین هو یکی از بزرگترین مافیا ها و دشمن چانگ جونهو بود )
خیلی اعصبی بودم ماشین رو زدم کنار کوک هم پشت سرم ماشین رو زد کنار از ماشین پیاده شدم رفتم سمت ماشین کوک و صندوق رو باز کردم و & رو پرت کردم زمین
کوک : هعی چیکار میکنی
ته : تو کاریت نباشه ( با اعصبانیت )
ته اسل..حه اش رو در میاره و میگیره طرف &
ته : بگو لونا کجاست ( با داد و عصبانیت )
& : لونا کیه
ته : خودتو نزن به اون راه گفتم بگو کجاست ( خیلی اعصبانی )
& : گفتم که نمیدونم
ته می‌خواد شلیک کن که کوک جلوشو میگیره
کوک : ته آروم باش جونهو گفت اونو زنده پیشش ببریم
ته هیچی نمیگه و میره سوار ماشین میشه و میره به سمت عمارت
وقتی میرسن به عمارت ته سریع میره تو اتاقش
جونهو : این چشه ( منظورش ته )
کوک : خب اممم
جونهو : نکنه باز گند زدید
کوک : & رو گرفتیم ولی ...
جونهو : حرف بزن دیگه
کوک : نمیدونیم لونا کجاست کی گرفتش و الان حالش خوبه یا نه
جونهو : چی مگه لونا پیش شما نیست
کوک : نه
دیدگاه ها (۰)

#قمار_سرنوشت پارت⁸جونهو : پس الان کجاست ( با داد )کوک : لونا...

#قمار_سرنوشت پارت⁹ویو ته با سر و صدا از خواب بلند شدم سرم خی...

کلیپ خودمممم

#قمار_سرنوشت پارت⁵ته : خیلی خب رسیدیملونا داره از ماشین پیاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط