دورم دور ...
دورم دور ...
من دورتر از این حاشیه ها خواهم ماند
و
خواهم دید
انهدام چشم های را که انتظار می کشند
و دورتر خواهم ماند و
خواهم خواند
آواز سازهای بی کوک بی وجدان را
در سرزمینی سکوتی خواهم ماند
که شب از طلوع می ترسد
و طلوع از واهمه شب می میرد
دورتر از دورم حالا
از همه بغض هایی که
مانند تاول ها چرکینند
و از انزجار درد می کشند
دورم ...
دور دور
از ته مانده های احساس های تو خالی
و
غزل های بی ردیف زندگی
دورم ...
دور دور
از حس های خالی کوچه های عبور
و در تنگنای خودم می مانم
اما دور دور دور ...
من دورتر از این حاشیه ها خواهم ماند
و
خواهم دید
انهدام چشم های را که انتظار می کشند
و دورتر خواهم ماند و
خواهم خواند
آواز سازهای بی کوک بی وجدان را
در سرزمینی سکوتی خواهم ماند
که شب از طلوع می ترسد
و طلوع از واهمه شب می میرد
دورتر از دورم حالا
از همه بغض هایی که
مانند تاول ها چرکینند
و از انزجار درد می کشند
دورم ...
دور دور
از ته مانده های احساس های تو خالی
و
غزل های بی ردیف زندگی
دورم ...
دور دور
از حس های خالی کوچه های عبور
و در تنگنای خودم می مانم
اما دور دور دور ...
- ۱.۵k
- ۱۷ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط