{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دندونم بد جوری درد میکرد ... دستمو گذاشته بودم رو صورتم .

دندونم بد جوری درد میکرد ... دستمو گذاشته بودم رو صورتم ...دوستم دید منو پرسید دندونت درد میکنه؟پَ نه پَ دارم اذان میگم گذاشتمش رو میوت ، همسایه ها اذیت نشن!
دیدگاه ها (۲)

رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بيارم ...مربيه ميگه بچه رو ميبري...

دارم کباب درست میکنم رو منقل و سیخای کبابو میگردونم ...اومده...

ماشينه تا شيشه جمع شده ... يه نفر اون بغل افتاده پارچه سفيد ...

به دوستم میگم من عاشق این ماشین شاسی بلندام ...میگه منظورت پ...

مهم.. :خوب خواهرم میگه چرا صدا و تصویرت رو نشون نمیدی.‌‌.......

تاکمیچی: چرا بهم نگفتی تاکمیایزانا: چون بهت ربطی نداره تاکمی...

P²⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

کپشنننننن مهمهه🚫😈عروسک من😈🔞پارت چهل و ششصدای پرنده دم پنجره ...

پارت ۲ (سرنوشت) ویو ا/ت:خیلی داشت تند میرفت ریده بودم به خود...

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part6دستمو گرفت و به سمت نه صندلی نه دیو...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 160♡⁠。⁠)⁩فکر به...

پارت ۳

پارت ۲۳ تمام مسیر تا کافه به حرفی که صبح به تهیونگ زده بودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط