{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+why me?

+why me?
-I shouldn't fall in love with you
p.13
کوک ویو.......

فردا شب رسید. رستوران خصوصی رو رزرو کرده بودم، آخرین طبقه یه برج لوکس، فقط ما دوتا، نور کم، موسیقی آروم، ویوی کامل شهر سئول.

ا.ت اومد. لباس قرمز تنگ پوشیده بود که حسابی به تنش نشسته بود. سینه‌هاش توش برجسته بودن، کمرش باریک، باسنش... لعنتی، دلم می‌خواست همونجا بکشمش رو میز.

بلند شدم، دستمو گذاشتم رو کمرش (یه کم پایین‌تر از حد معمول) و بوسیدم گونه‌ش.

-وای ا.ت... امشب خیلی خطرناکی.

خندید و نشست. شروع کردیم حرف زدن. از شرکتش پرسیدم، از زندگی‌ش، از اینکه چطور اینقدر جوون به این موقعیت رسیده. منم براش از بیزینسم گفتم (البته نه از بخش مافیایی).

هر چی بیشتر حرف می‌زدیم، بیشتر فلریت می‌کردم.

دستامو آروم گذاشتم رو دستش و گفتم: می‌دونی... از همون لحظه که تو مهمونی دیدمت، چشمام ازت برنمی‌داشت. بدنتو که دیدم، دیگه تموم بود.

چشماش یه کم گشاد شد ولی خندید. گفت: کوک، تو خیلی مستقیم حرف می‌زنی ها!

لبخند زدم و نزدیک‌تر شدم. صورتمون فاصله کمی داشت. آروم گفتم تو گوشش: 
دوست دارم بدونم زیر این لباس قرمز چی پوشیدی... و دوست دارم خودم دربیارمش.

دیدم صورنش قرمز شد. مشروب که خوردیم، دستمو کشیدم رو رانش، از روی پارچه، آروم نوازشش کردم. رانش گرم و نرم بود.

-ا.ت... می‌خوام امشب بیای خونه من.

یه لحظه مکث کرد. بعد آروم گفت: ...باشه.

تو ماشین که بودیم، دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم. دستمو بردم تو لباسش، رانشو محکم گرفتم و آروم گازش دادم. ا.ت نفسش تند شد ولی چیزی نگفت.

رسیدیم خونه‌م (ویلای بزرگ بیرون شهر). در که بسته شد، دیگه صبر نکردم.........
ادامه دارد........
اسلاید ۲ لباس ا.ت
بچه ها فلریت به اون حرف های (اهم اهم) میگن وقتی میخوان آماده سازی کنن برای آغاز همون.....
دیدگاه ها (۱)

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.14خوانندگان اعظ...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.15صبح شده بود. ...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.12کوک ویو.........

+why me?-I shouldn't fall in love with youp.11ا.ت ویو..........

پارت ۱۰

پارت 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط