+why me?
+why me?
-I shouldn't fall in love with you
p.15
صبح شده بود. نور آروم از پنجره ویلای جونگ کوک میاومد تو اتاق. ا.ت هنوز تو تخت خوابیده بود، بدنش لخت زیر ملافه، موهاش ریخته رو بالش. جونگ کوک بیدار شده بود و داشت بهش نگاه میکرد. دستش آروم رو کمر ا.ت بود.
(ا.ت با صدای خوابآلود و نرم)
+ خدایا... صبح شد؟ من هنوز حس میکنم بدنم داره میلرزه از دیشب...
جونگ کوک لبخند آرومی زد و موهاشو از صورتش کنار زد)
- صبح بخیر پرنسس. آره، دیشب حسابی بهت فشار آوردم. درد داری؟
+ نه... آره یه کم... ولی بد نبود. فقط دیگه اینقدر وحشی نکن دیگه، حداقل نه از اول 😅
جونگ کوک خندید و ا.ت رو کشید تو بغلش. سینههای نرمش چسبید به بدنش. آروم بوسید پیشونیش.
- باشه، امروز آرومترم. ولی نمیتونم قول بدم برای همیشه. تو خیلی وسوسهکنندهای.
یهو گوشی جونگ کوک زنگ خورد. اسکرین نشون میداد یونگیه. جواب داد.
- بگو یونگی، چی شده؟
(یونگی از اون طرف خط با صدای آروم)
کوک، صبح زود زنگ زدم چون امشب یه جلسه مهم داریم. اونایی که از پوسان میان، باید باشی.
جونگ کوک اخم کرد ولی آروم جواب داد
- باشه، میام. ولی تا ظهر آزادم. مزاحم نشید.
گوشیو قطع کرد و دوباره برگشت سمت ا.ت. دستش آروم رو ران لختش کشیده میشد.
- گرسنهای؟ میگم برات صبحونه درست کنن.
+ آره... خیلی. ولی اول یه دوش بگیرم. بدنم چسبناکه از دیشب.
خندید و بوسید گردنش
- با هم بریم دوش؟ قول میدم فقط بشورمت، اذیتت نکنم.
ا.ت خندید و چشم غره رفت
+ دروغگو. دیشبم گفتی آروم باش ولی نشد. تنهایی میرم دوش.
ا.ت خواست بلند شه، ولی جونگ کوک بازوشو گرفت و دوباره کشیدش رو تخت. اینبار آرومتر بغلش کرد و سرشو گذاشت رو سینهش.
- بمون هنوز. چند دقیقه. دوست دارم بغلت کنم.
+ ...خب باشه. فقط چند دقیقه. بعدش واقعاً باید برم شرکت. امروز کلی کار دارم.
آروم موهاشو نوازش میکرد
- شرکتت رو ول کن امروز. بگو مریضی. بمون با من.
+ نه بابا، نمیشه. من رئیسم، نمیتونم اینجوری غیبت بزنم. تو هم که خودت گفتی جلسه داری.
جونگ کوک یه آه کشید و لبخند زد.
- حق داری. ولی امشب دوباره میبینمت؟
ا.ت یه لحظه فکر کرد و لبخند زد
+ شاید... اگه خیلی اصرار کنی.
کوک چشمک زد
- اصرار که میکنم. خیلی هم اصرار میکنم.
هر دو خندیدن. جونگ کوک هنوز تو ذهنش داشت فکر میکرد به گذشته، ولی فعلاً هیچی نمیگفت. فقط میخواست از این لحظه لذت ببره...........
ادامه دارد..........
-I shouldn't fall in love with you
p.15
صبح شده بود. نور آروم از پنجره ویلای جونگ کوک میاومد تو اتاق. ا.ت هنوز تو تخت خوابیده بود، بدنش لخت زیر ملافه، موهاش ریخته رو بالش. جونگ کوک بیدار شده بود و داشت بهش نگاه میکرد. دستش آروم رو کمر ا.ت بود.
(ا.ت با صدای خوابآلود و نرم)
+ خدایا... صبح شد؟ من هنوز حس میکنم بدنم داره میلرزه از دیشب...
جونگ کوک لبخند آرومی زد و موهاشو از صورتش کنار زد)
- صبح بخیر پرنسس. آره، دیشب حسابی بهت فشار آوردم. درد داری؟
+ نه... آره یه کم... ولی بد نبود. فقط دیگه اینقدر وحشی نکن دیگه، حداقل نه از اول 😅
جونگ کوک خندید و ا.ت رو کشید تو بغلش. سینههای نرمش چسبید به بدنش. آروم بوسید پیشونیش.
- باشه، امروز آرومترم. ولی نمیتونم قول بدم برای همیشه. تو خیلی وسوسهکنندهای.
یهو گوشی جونگ کوک زنگ خورد. اسکرین نشون میداد یونگیه. جواب داد.
- بگو یونگی، چی شده؟
(یونگی از اون طرف خط با صدای آروم)
کوک، صبح زود زنگ زدم چون امشب یه جلسه مهم داریم. اونایی که از پوسان میان، باید باشی.
جونگ کوک اخم کرد ولی آروم جواب داد
- باشه، میام. ولی تا ظهر آزادم. مزاحم نشید.
گوشیو قطع کرد و دوباره برگشت سمت ا.ت. دستش آروم رو ران لختش کشیده میشد.
- گرسنهای؟ میگم برات صبحونه درست کنن.
+ آره... خیلی. ولی اول یه دوش بگیرم. بدنم چسبناکه از دیشب.
خندید و بوسید گردنش
- با هم بریم دوش؟ قول میدم فقط بشورمت، اذیتت نکنم.
ا.ت خندید و چشم غره رفت
+ دروغگو. دیشبم گفتی آروم باش ولی نشد. تنهایی میرم دوش.
ا.ت خواست بلند شه، ولی جونگ کوک بازوشو گرفت و دوباره کشیدش رو تخت. اینبار آرومتر بغلش کرد و سرشو گذاشت رو سینهش.
- بمون هنوز. چند دقیقه. دوست دارم بغلت کنم.
+ ...خب باشه. فقط چند دقیقه. بعدش واقعاً باید برم شرکت. امروز کلی کار دارم.
آروم موهاشو نوازش میکرد
- شرکتت رو ول کن امروز. بگو مریضی. بمون با من.
+ نه بابا، نمیشه. من رئیسم، نمیتونم اینجوری غیبت بزنم. تو هم که خودت گفتی جلسه داری.
جونگ کوک یه آه کشید و لبخند زد.
- حق داری. ولی امشب دوباره میبینمت؟
ا.ت یه لحظه فکر کرد و لبخند زد
+ شاید... اگه خیلی اصرار کنی.
کوک چشمک زد
- اصرار که میکنم. خیلی هم اصرار میکنم.
هر دو خندیدن. جونگ کوک هنوز تو ذهنش داشت فکر میکرد به گذشته، ولی فعلاً هیچی نمیگفت. فقط میخواست از این لحظه لذت ببره...........
ادامه دارد..........
- ۱.۰k
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط