پارت ۱
پارت ۱
ساعت ۵ و ۱۹ دقیقه عصر_جیمین:
همینطور لم داده بودم رو کاناپه و داشتم تو گوشی میچرخیدم و که پیامکی از طرف جونگکوک اومد:
جکنگکوک:امشب کلاب مین؟
جیمین:ساعت چند؟
جونگکوک:از ساعت ۶ تا وقتی سگ مست شدیم؟
جیمین:منتظرم باش
بعد از حرف زدن با جونگکوک مثل فرفره به سمت کمدم رفتم تا بهترین لباسم رو انتخاب کنم.چرا؟چون از همه شنیده بودم تو کلاب مین پسرای گیِ خوشتیپی پیدا میشه پس چرا من یکیو برای خودم تور نکنم.بهترین لباسی که داشتم یه لباس توریِ طلایی بود به همراه به شلوار خاکی.بعد از انتخاب لباس رفتم حموم.وقتی اومدم لوسیونی که توش مقداری شاین داشت رو رو بدنم خالی کردم و موهام رو هم باز گذاشتم.لباسم رو پوشیدم و بالم لبی زدم و راه افتادم به سمت کلاب.تو راه راننده تاکسی به طرز وحشتناکی بهم بد نگاه میکرد ولی اهمیتی ندادم و بعد از رسیدن پیاده شدم.
ساعت ۵ و ۱۹ دقیقه عصر_جیمین:
همینطور لم داده بودم رو کاناپه و داشتم تو گوشی میچرخیدم و که پیامکی از طرف جونگکوک اومد:
جکنگکوک:امشب کلاب مین؟
جیمین:ساعت چند؟
جونگکوک:از ساعت ۶ تا وقتی سگ مست شدیم؟
جیمین:منتظرم باش
بعد از حرف زدن با جونگکوک مثل فرفره به سمت کمدم رفتم تا بهترین لباسم رو انتخاب کنم.چرا؟چون از همه شنیده بودم تو کلاب مین پسرای گیِ خوشتیپی پیدا میشه پس چرا من یکیو برای خودم تور نکنم.بهترین لباسی که داشتم یه لباس توریِ طلایی بود به همراه به شلوار خاکی.بعد از انتخاب لباس رفتم حموم.وقتی اومدم لوسیونی که توش مقداری شاین داشت رو رو بدنم خالی کردم و موهام رو هم باز گذاشتم.لباسم رو پوشیدم و بالم لبی زدم و راه افتادم به سمت کلاب.تو راه راننده تاکسی به طرز وحشتناکی بهم بد نگاه میکرد ولی اهمیتی ندادم و بعد از رسیدن پیاده شدم.
- ۲۹۲
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط