{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگاه بانوی پر غرور عشق را دیدم

انگاه بانوی پر غرور عشق را دیدم
در استانه ی پر نیلوفر
که به اسمانی بارانی می اندیشید
وانگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در استانه ی پر نیلوفر باران
که پیراهن ش دست وش بادی شوخ بود .
وانگاه بانوی پر غرور باران را
در استانه ی نیلوفر ها
که از سفر دشوار اسمان باز ماند .

وانگاه بتو اندیشدم . که اگر سوی اسمان میرفتی
انگاه اندیشه بازگشت هم در درونت شلعه ور می ماند ..
دو بیت اخر ترواش ذهنی بود /.
دیدگاه ها (۱)

چون به دریا می توانی راه یافت سوی یک شبنم چرا باید ...

افتتاح موزه لوور در ابوظبی امارات؛..نهال حق دوستنویسنده: نها...

تا بعد ............یارم را نگاه کن!آن طرف رودخانه دارد دعا م...

دیری برایت ننوشتم . که ارام میایی و ارام هم میروی میدانی که ...

تکاپو پارت ۶۷:ریتم هماهنگ قلب ها🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍همان نگاهِ نافذ در...

تک‌پارتی | پیدام کردی...باران بی‌وقفه روی شیشه‌های کافه می‌ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط