بیتوته ی کوتاهی ست جهان
بیتوته ی کوتاهی ست جهان
در فاصله ی گناه ودوزخ
خورشید
هم چون دشنامی بر می آید وروز
شرم ساری ی جبران ناپذیری است
آه پیش ازآنکه در اشک غرقه شوم
چیزی بگو درخت،
جهل معصیت بار نیاکان است.
ونسیم وسوسه ایست نا به کار.
مهتاب پاییزی
کفری ست که جهان را می آلاید.
چیزی بگوی
پیش از آنکه در اشک غرقه شوم
چیزی بگوی
هر دریچه ی نغز
بر چشم انداز عقوبتی می گشاید.
عشق
رطوبت چندش انگیز پلشتی است
وآسمان
_ سر پناهی
تا به خاک بنشینی وبر سر نوشت خویش گریه ساز کنی.
پیش از آن که در اشک غرقه شوم چیزی بگوی،
هر چه باشد.
چشمه ها
از تابوت می جوشند
وسوگواران ژولیده آب روی جهان اند.
در فاصله ی گناه ودوزخ
خورشید
هم چون دشنامی بر می آید وروز
شرم ساری ی جبران ناپذیری است
آه پیش ازآنکه در اشک غرقه شوم
چیزی بگو درخت،
جهل معصیت بار نیاکان است.
ونسیم وسوسه ایست نا به کار.
مهتاب پاییزی
کفری ست که جهان را می آلاید.
چیزی بگوی
پیش از آنکه در اشک غرقه شوم
چیزی بگوی
هر دریچه ی نغز
بر چشم انداز عقوبتی می گشاید.
عشق
رطوبت چندش انگیز پلشتی است
وآسمان
_ سر پناهی
تا به خاک بنشینی وبر سر نوشت خویش گریه ساز کنی.
پیش از آن که در اشک غرقه شوم چیزی بگوی،
هر چه باشد.
چشمه ها
از تابوت می جوشند
وسوگواران ژولیده آب روی جهان اند.
- ۲.۲k
- ۲۵ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط