{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍁رمان : در مسیر عشق🍁

🍁رمان : در مسیر عشق🍁
p¹⁰

= ا/تتت کیفت جا موندددد
_ اوه اره ا/ت کیفت جا مونده.... بدش به من ته.....
= بیا ...... خب دیگه خدانگهدار
+ مرسی تهیو......
{ حرفش تموم نشده بود که جونکوک گفت زود باش بیا ماشین }

ویو جونکوک :
حس کردم که داره ارتباطشان باهم صمیمی میشه بخاط همین گفتم که زود بیاد تو ماشین.....

راوی :
رفتن دوتاشون هم تو ماشین نشستن و هیچ حرفی زد و بدل نشد تا اینکه رسیدن عمارت....

_ ا/ت پیاده شو رسیدیم ...ا/تتتتت

ویو جونکوک :
میخواستم ببینم ایا حواسش پرت شده یا نه که دیدم خوابیده براید استایل بغلش کردم و گذاشتم تو اتاقش تا بخوابه ،، تا اینکه یک صدا از اتاقم اومد رفتم که ببینم چی شده........

□▪︎□▪︎□▪︎□▪︎□▪︎□▪︎□
🍁 ادامه پارت 11 🍁
🐰 خب امروز سه تا پارت گذاشتم فردا شب هم چهارتا میزارم 🐰
🌼 حمایتتتت یادتون نره 🌼
دیدگاه ها (۱)

🍁رمان : در مسیر عشق🍁p⁹ _ اهم اهمممممم { با عصبانیت و کمی داد...

🍁رمان : در مسیر عشق🍁p⁸ + چیزی گفتی کوکی ؟= نه فکر نکن چیزی گ...

رمان : در مسیر عشقp⁴ وقتی این علامت {} یا () گذاشتم یعنی نوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط