{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
و مرگ مُردن نیست
و مرگ تنها نفس نکشیدن نیست
من مُردگان بیشماری را دیده ام
که راه می رفتند
حرف می زدند
سیگار می کشیدند
و خیس از باران،انتظار و تنهایی را
درک می کردند
شعر می خواندند
می گریستند
قرض می دادند
قرض می گرفتند
می خندیدند و گریه می کردند
دیدگاه ها (۳)

...می دانم هر چروک دستت قصه ای را بازگو می کند....

.ندانستــم که #عشـق را ...برای گفتـن می خواستـم ...یا برای ن...

بعد از ١٤ سال سیگارش را ترک کرده بود.بهش گفتم : چه حسی داری ...

|| زمان چیز عجیبست...میدود...جلو می رود...و دوست داشتنی ترین...

قسمت آخر

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

از دشمنی تا عشقپارت ۳چند دقیقه بعد...استاد دست زد.استاد: خب،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط