{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

You are paying back karma پارت¹

You are paying back karma پارت¹
«ویو تهیونگ»
از دستشویی با بیبی چک تو دستم بیرون اومدم...
یکم صبر کردم...وای مثبته جونگ کوک اگه بفهمه خیلی خوشحال میشه، الان که حاملم قطعا پدرم قبول میکنه که با جونگ کوک ازدواج کنم. از بیبی چک عکس گرفتم و فرستادم ولی بعد چند مین در اتاقم با شتاب باز شد.
یونگی: تهیونگ این چه کوفتیه؟
عکس و نشونش داد
تهیونگ: ا...اون چ...چیزه
نامجون: حرف بزن
تهیونگ: من جفتمو پیدا کردم و الان حاملم، میخاستم اون عکسو برای جفتم بفرستم ولی اشتباهی تو گروه شما فرستادم!
جیهوپ: به پدر نمیگیم، شماره جفتتو بده اون کوچولوی تو شکمتم سقط کن
تهیونگ: هیونگ، نههه تروخدا...شماهم جفت دارین، بهم رحم کنین
یونگی: ما جفت نداریم تهیونگ
نامجون: شمارشو بده تا اوضاع بدتر نشد
تهیونگ: هیونگ تو دیگه نه...من همون برادر کوچولوتونم، ح...حداقل باهاش حرف بزنین مطمئنم به نتیجه میرسین تروخدا
جیهوپ: تهیونگ عصبانیم نکن گوشیتو بده!
اون برای اولین بار سر بردار کوچولوش داد زده بود
تهیونگ گوشیشو محکم گرفته بود و جیهوپ به سمتش اومد
بزور دستاشو از هم فاصله داد و گوشیشو ازش گرفت
تهیونگ: یونگی هیونگ تو یه چیزی بگو
یونگی: تهیونگ ما چاره ای نداریم
نامجون: پدر اگه بفهمه خیلی عصبانی میشه و این به صلاح خودته که با اون مرتیکه کات کنی
جیهوپ: و اونم سقط کنی تا دیر نشده
تهیونگ: ولی من دوستش دارم
یونگی: دوست پسرت احمقه..کدوم آدمی انقدر رو گرگش کنترل داره که جفتشو مارک نکنه ولی اونقدری کنترل نداره که یه کاند*وم بزاره؟
و پوزخندی زد و به تهیونگ خیره شد
جیهوپ: رمز گوشیت؟
تهیونگ: 1997
جیهوپ رمز و زد و رفت تو پیام ها و همون اول
با نوتیفی مواجه شد که روی اسمش زده بود [عشقم]
تهیونگ: هیونگ..میشه بهش بگی بیاد اینجا تا باهم صحبت کنیم؟
جیهوپ طوری که انگار نشنیده رفتار کرد
بی تفاوت زنگ زد و گوشیو داد به تهیونگ و بعد چند بوق جواب داد و گوشیو گذاشت رو بلندگو
جونگ کوک: جانم عزیزم؟
تهیونگ: کوکی یه چیزی میخام بهت بگم
جونگ کوک: بگو عشقم میشنوم
تهیونگ: ج..جونگ کوک م...من حامله ام
جونگ کوک: چ..چی؟ کسی که نفهمیده؟
تهیونگ که دیگه نمیتونست بغضشو پنهان کنه با گریه جواب داد
تهیونگ: داداشام میدونن
یکم تن صداشو بالا برد و همچنان گریه میکرد
تهیونگ: کوکی نمیخام..این بچه ماست میگن باید سقطش کنم
تروخدا بیا اینجا راضیشون کن
جونگ کوک: تهیونگم..بنظر منم باید سقطش کنی.
تهیونگ: چرا؟!
جونگ کوک: عزیزم ما حتا ازدواجم نکردیم..تو حتا مارکم نداری نمیتونی نگهش داری...سنتم کمه
تهیونگ: نمیخامم!
جونگ کوک: میدونم تقصیر خودمه..باید گرگمو کنترل میکردم ولی حالا اتفاقیه که افتاده..من تا چند دقیقه دیگه میام خونتون
مواظب خودت باش.
دیدگاه ها (۱۹)

You are paying back karma پارت²¹³:⁴⁵«ویو جونگ کوک» رسیدم دم ...

You are paying back karma پارت³¹²:⁰⁸یه پسر با اندام ریزه میز...

خب خبفیک جدیدمون اومدددداین رو همزمان با فیک نامجین ادامه می...

https://timefriend.fun/user/22175010783لینک ناشناسمون☝🏻بیاین...

You are paying back karma پارت⁶برادرش گفتجونگ کوک: جیمینی او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط